وبلاگ انجمن ادبی باران راه اندازی شد
شنبه ها ۵:۳۰ تا ۷:۱۵- شیراز - میدان امام حسین علیه سلام(فلکه ستاد)-کوچه ی جنب استانداری- معاونت آموزشی جهاد دانشگاهی فارس - انجمن ادبی باران
ویرایش در بامداد یکشنبه ۲۰مرداد:
محمود درویش شاعر بزرگ جهان عرب پس از سرودن آخرین شعر در بستر مرگ درگذشت

***
مدتهاست انبوهی از کارهای تازه و چاپ نشده ام را آماده کردم برای این وبلاگ اما دوستی با دیدن وبلاگ گفت بعضی شعرهایت با توجه به دوری ات از اینترنت و عدم اطلاع دوستان از به روز نشدن وبلاگ حقشان در این صفحه ضایع شده و خوانده نشده اند. به احترام ایشان شعر" ققنوس به روایت حافظ" را تکرار می کنم:
باشد
اما قرارمان پای کدام نارنج حافظیه
من چه گوارا باشم و تو ژاندارک
گور پدر هرچه آزادی
تو ابروهات را تاتو کن
من موهام را به شکل رنگین کمان رنگ می کنم
تا باران ببارد
بعد کلمه می بارد روی سردی صورتمان و پله ها را بالا و پایین می رویم
شراب ترس خورده می شویم
باد عصرگاهی می وزد
و تو که باید لای نارنج ها به آتشت بکشم
تا از میانه ات ققنوسی زاده شود
ژاندارک من!
بخند !
خنده ات را...
*هاشم کرونی
***
امروز ناپرهیزی کردم ویک یادداشت گذاشته ام راجع به المپیک و افتتاحیه ی آن:
آنچه دیروز تحت عنوان افتتاحیه ی المپیک پخش شد بیش از هر چیز شوکی عمیق بود بر پیکره ی جامعه ی ما و این سوال به ظاهر ساده که اگر "ما می توانیم" پس چرا "ما نمی توانیم؟". در حالی که برخی مسوولان دولتی دائمن شعار می دهند ما می توانیم واقعن به نظر شما آیا ما می توانیم نظیر شبیه یا حتا سایه ای از این رویداد عظیم را برگزار کنیم. من که معتقدم نمی توانیم. دلایلم نیز عبارتست از:
1. طراحی کل برنامه بر عهده ی کارگردان شهیر و جهانی چین بود. به عنوان مثال اگر در ایران این برنامه برگزار می شد آیا اجازه می دادند مثلن کیارستمی - که در ساخت آثار تبلیغاتی هم سابقه داشته- و همتای این آقای کارگردان است در جهانی بودن کار را کارگردانی کند. نه مطمئن باشید که کار را به آقای شمقدری یا جمال شورجه می دادند.
2.آیا توان اجرای این حجم از برنامه های موزون به صورت جمعی در میان ما وجود دارد؟ خیر مطمئن باشد چند نفر ایرانی نه می توانند در یک کار جمعی با هم فعالیت مشترک انجامک دهند و حتا اگر بپذیرند تازه دعوایشان شروع می شود که چه کسی رییس است. تازه با توجه به عادت دیرینه اهل همزمان کردن کارهایمان نیستیم.
3. گفتم عادت دیرینه و زمان. اگر دقت کرده باشید خیابانی دقیقن می دانست هر آیتم چیست و زمان آن چقدر است. یعنی زمانبندی از قبل تعیین و حتا در اختیار رسانه های گروهی قرار داده شده بود. در ایران اگر قرار بود این اتفاق رخ دهد عمرا اگر کسی به این زمانبندی وفادار می ماند. در ایران شروع هر برنامه حداقل با نیم ساعت تا 45 دقیقه تاخیر است. همین یعنی حذف و جابه جایی یکی دو آیتم. بعد از آن هم همه چیز تابع حوصله ی فلان مدیر یا سخنران جلسه است که بسته به مقامش هر وقت دوست داشته باشد می آید و همان لحظه هم باید او را صدا زد. واضح است که برنامه ریزی کشک!
4.زنان که اجازه ی ورود به ورزشگاه را نداشتند. این یعنی نصف برنامه پر! به جای این حجم از بانوان که دیروز در ورزشگاه بودند. یک تعداد خواهر کاملن پوشیده به همراهی حجم قابل توجهی آقا با کت و شلوار یکدست – معمولن یک رنگ جیغ که نشان از بدسلیقگی باشد مثلن بنفش- حضور داشتند و تعدادی هم برادر با خش خش بی سیم!
5.بهترین نوازنده جهان دیروز در ورزشگاه بود. برای ما که موسیقی خوب نیست! علیرضا افتخاری و سه چهارتا از این جوجه خوانندگان تلویزیونی را می آوردیم و لب می زدند و روی چمن ورزشگاه قدم می زدند و کلی کیف می کردند. گروه سرود ناحیه 18 آموزش و پرورش نیز بد نبود!
6. قرار است این بازی ها سیاسی نباشد. ما هم از یک سال قبل همین جمله را می گفتیم اما دیروز درنطق های مربوط به میزبانی مان این مساله نقض می شد. دلیلش هم ساده است. در مملکت ما شرایطی هست که اگر راجع به آب و برق و حتا مریض شدن و عطسه کردن هم حرف بزنی آخر کار حرفت سیاسی می شود.
7. امنیت در المپیک واقعن مهم است. اینجا از همان افتتاحیه هر روز یک عده احساس تکلیف می کردن و می رفتن به یک بهانه ای مقابل ورزشگاه و تحصن راه می انداختند و می خواستند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند
***
*۵ یادداشت آخر وبلاگ
-14اسفند86-ققنوس به روایت حافظ


