تبليغاتX
بارووووون - گفتگو های من

بارووووون

یادداشت های هاشم کرونی

گفتگوهای این صفحه

۱. گفتگو با خبرگزاری شبستان۱ /ارادت سعدی به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)

۲.گفتگو با خبرگزاری شبستان۲/رویکرد شاعران جوان به عاشورا

۳.گفتگو با خبرگزاری مهر۱/انتقاد از دفاع متعصبانه ازغزل به مثابه ناموس ادبی

۴. گفتگو با خبرگزاری ایسنا۱/ انتقاد از غزل های پست مدرن

 ۵. گفتگو با روزنامه قدس ۱/شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم )در ادبیات فارسی

۶.گفتگو با ایسنا۲/ نسبت مردم و شعر امروز

۷. گفتگو با خبرگزاری فارس۱/ توقف موقت روزنامه ی سبحان

۸. گفتگو با مهر۲/شعر دفاع مقدس و حماسه خرمشهر

۹.گفتگو با خبرگزاری قرآنی(ایکنا)۱/فرم های نو و شعر آیینی

۱۰.گفتگو با ایسنا۳/ شعر شیراز در سیطره پدرخوانده های ادبی

۱۱.گفتگو با ایکنا۲/استفاده از فرم و ساختار قرآن در ادبیات

۱۲.گفتگو با قدس۲/كنگره ها و جشنواره ها بلاي امروز شعر جوانند

***

گفتگوی ۱

هاشم كروني:

 رمز ماندگاري نام سعدي و آثارش ارادت او به حضرت رسول (ص) است


گروه ادب: هاشم كروني از شاعران معاصر گفت: ارادت سعدي به حضرت رسول (ص) سبب شده كه ما ماندگارترين اشعار را در نعت آن حضرت داشته باشيم.


به گزارش خبرگزاري شبستان، هاشم كروني از شاعران معاصر در خصوص تجلي شخصيت نبي اكرم (ص) در آثار سعدي گفت: شخصيت شيخ اجل به گونه‌اي هست كه ما در آثارش با يك انسان چند بعدي روبرو هستيم. انساني كه به گفته خودش همه قبيله‌اش از عالمان دين بودند و خودش با معلمي عشق به راه شاعري افتاده است.

وي در ادامه اظهار داشت: سعدي با چنين سابقه‌اي پرورش يافته و به سمت شاعري آمده است. قطعاً در آثارش ما مي‌توانيم جلوه‌هايي از مسائل مكتبي و تفكر سعدي را ببينيم. با توجه به احاطه‌اي كه سعدي به معارف ديني دارد، در آثار ارائه شده‌اش سعي مي‌كند به گونه‌اي اين معارف را متجلي كند. اما شاهد هستيم كه در آثار سعدي در لابه‌لاي آثارش حكمت‌ها، پندها و نكته‌هاي مختلفي را كه از بزرگان دين‌مان مثل رسول اكرم و اميرالمومنين به ما رسيده سعدي آْنها را در قالب شعر به مخاطبش عرضه مي‌كند ولي ارادت سعدي به حضرت رسول (ص) سبب شده كه ما يكي از معروفترين و زيباترين شعراي تاريخ ادب فارسي را در نعت حضرت محمد مصطفي (ص) از زبان سعدي داشته باشيم. كه در واقع فكر مي‌كنم هر فارسي زبان كه با حداقل‌ها شعر فارسي آشنا باشد اين شعر زيبا را حداقل يكبار زمزمه كرده است:
ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
وي تصريح كرد: قدرتي كه پشت اين شعر نهفته است فارغ از تمام نكات و ظرائف ادبي حاصل يك شناخت و معرفت است كه شيخ اجل نسبت به حضرت ختمي مرتبت داشته است. قطعاً بدون آن ارادت و آن معرفت نسبت به حضرت رسول (ص) سعدي هيچ‌وقت نمي‌توانست بدين درجه از ماندگاري و مانايي برسد.

***

گفتگوی 2

 

هاشم كروني شاعر و داستان نويس :

شاعران جوان با رويكرد به مقوله عاشورا بيشترين مخاطب اين جريان را تشكيل داده اند

گروه ادب و هنر
هاشم كروني شاعر و داستان نويس گفت: شعر عاشورا در واقع از خود عاشورا شروع مي شود از خبرهايي كه اصحاب اباعبدالله هنگام نبرد بيان مي كنند كه گاها جلوه هاي بسيار نابي از شعر را مي توانيم ببينيم



هاشم كروني شاعر و نويسنده جوان كشور ، دبير كل اتحاديه انجمن هاي ادبي استان فارس كه در روزنامه ها و هفته نامه هاي عصر پنج شنبه، عصر مردم، نيم نگاه، سبحان ، خبر نيز فعاليت كرده است. وي دو مجموعه داستان'' ضريح خاك'' و ''ترنم باران و پرنده'' و مجموعه شعر ''كلوز آپ از باب اول كتاب مقدس'' و همچنين مجموعه شعر جوان فارس را به چاپ رسانده است.

كروني در گفتگوي اختصاصي با شبستان عاشورا را مهمترين واقعه هاي تاريخي مكتب اسلام دانست و اظهار داشت: اين اتفاق در واقع يك حادثه مهم در تاريخ بشريت است كه مي تواند منبع الهام بخش هنرمندان باشد و به جرات مي توان گفت عاشورا سرمنشا بسياري از آثار ماندگار هنري شده است.
شعر عاشورا در واقع از خود عاشورا شروع مي شود از خبرهايي كه اصحاب اباعبدالله هنگام نبرد بيان مي كنند كه گاها جلوه هاي بسيار نابي از شعر را مي توانيم ببينيم.

اما همزمان با جريان عاشورا و پس از آن ، حضرت سكينه(س) با توجه به اينكه خود ايشان از زنان فاضل عرب و اهل شعر و شعور بودند جلسات نوحه خواني و شعرخواني در سوگ امام حسين(ع) تدارك مي بينند و شايد به تعبيري بتوان گفت به نوعي اولين شب شعر عاشورا توسط حضرت سكينه (س) تشكيل شد و امام صادق(ع) اين سنت را ادامه مي دهد و به طور كلي ائمه ما اين سنت را بنيان مي نهند. در واقع اين تدبيري را كه بزرگان انديشيده بودند باعث شد كه با زبان گوياي هنر و به خصوص شعر ، فلسفه ي قيام عاشورا براي مردم بازگو كنند.

شعر شيعي كه عمده ترين نمود آن شعر عاشورايي است در طول تاريخ رواج داشته اما اوج سرايش شعر عاشورايي از دوران صفويه است و نقطه عطفي در شعر عاشورايي تركيب بند بلند محتشم كه باعث مي شود يك رويكرد تازه اي از اين گونه شعر به وجود بيايد.

امروزه شاعران جوان با رويكرد به مقوله عاشورا بيشترين مخاطب اين جريان را تشكيل داده اند . هر چند بعضي افراد مغرضانه و از سر عناد حضور جوانان را در آثار مذهبي كم رنگ مي دانند. نمونه حضور چشمگير حضور جوانان را در كنگره سراسري شب شعر عاشوراي شيراز مي توان ديد كه 90 درصد از مدعوين و شركت كنندگان اين مراسم را تشكيل مي دهند و ما هميشه حضور يكپارچه انديشه هاي جوان را در شب شعر عاشورا شاهد بوده ايم.

شعر عاشورا مثل تمام جريانهاي ادبي داراي زير مجموعه هاي خاصي است همانند مرثيه، زبان حال، شعر وصفي، مدح و مناقب، و مسائلي از اين دست. متاسفانه شعر عاشورايي در يكي دو جا محدود مانده يعني يا شعرها خيلي حماسي هستند يا اينكه خيلي عاطفي. اگر ما بياييم اولا زواياي تازه اي را پيدا كنيم و از محدوديت ها رهايي يابيم در رشد و پيشرفت شعر عاشورا گام بزرگي برداشته ايم .همچنين شعر عاشورايي علاوه بر ذوق و مطالعه ادبي نيازمند تحقيق در كتب تاريخي هم هست.

در كنار تمام اين مسائل توجه داشتن به زير ساخت هاي عاشورايي از اهميت بالايي برخوردار است و اگر بخواهيم يك آسيب شناسي بر شعر جوان داشته باشيم شايد عمده ترين ضعف آنها اين باشد كه در بعد انديشگانه قوي عمل نمي كنند و علت هم در واقع همين مساله عدم مطالعه است.

كروني در اررابطه با اينكه شاعران به زيباشناختي خوبي از عاشورا نرسيده اند و يا در آثار خود به نمايش نمي گذارند افزود :ما معتقديم كه عشق زيبايي ست و حسين سلطان عشق است. امام حسين(ع) خانواده ي خود و همه ي هستي خود را در طبق اخلاص مي گذارد و كسي كه به مقام رضا رسيده و همه چيز خود را در راه محبوب فدا مي كند و مقامي از اين زيباتر كه خدا خود را خونبهاي حسين مي داند. اما همه اينها تا زماني كه من و امثال من صاحب معرفت نشويم نمي توانيم عاشورا را درك كنيم و بايد بدانيم در كنار رياضت هاي ادبي يك سري رياضت هاي معنوي را هم بايد داشته باشيم.

***

گفتگوی 3

 

در گفت و گو با مهر :
هاشم کرونی : عده ای متعصبانه به دفاع از " غزل " ، به مثابه " ناموس ادبی " می پردازند !

تهران:۰۸:۴۷ , ۱۳۸۴/۰۶/۰۹


خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : هاشم کرونی - شاعر و منتقد جوان ادبیات ، گفت : غزل امروز را نمی توان تک ساحتی دانست و از یک زاویه مورد بررسی قرار داد. در روزگاری که بسیاری غزل را شعر زمان ما نمی دانند عده ای دیگر متعصبانه به دفاع از غزل به مثابه ناموس ادبی می پردازند ، با این همه نه بایستی از این سوی بام پرت شد و نه در آن طرف غش کرد. در حال حاضر تجربه های متفاوتی در غزل صورت می گیرد که جای بحث و تامل دارد . این سخن البته از منظر ضعف و قوت بیان نمی شود. بلکه به بررسی یک واقعیت می پردازد .
این شاعر که مجموعه شعرهای " کلوزآپ از باب اول کتاب مقدس " ، مجموعه داستان های " ضریح خاک و ترنم باران وپرنده " و گردآوری مجموعه شعر جوان فارس را در کارنامه فرهنگی خود دارد ، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر ، در توضیح " تجربه های متفاوت " افزود : در یک نگاه کلی هر متنی با متن دیگر متفاوت است اما توسط غزلسرایان جوان امروز متن هایی تولید می شود که از یک منظر ضعف هایی اساسی دارد. علی رغم اینکه مقولات ادبی تک بعدی نیستند اما غزل های جوان امروز اکثرا تک ساحتی هستند ، شما شعرهایی می خوانید که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ... بگذریم از این که بسیاری از کارها را همان یک بار هم نمی توان به راحتی تحمل کرد و خواند .


هاشم کرونی : غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد / شعرهایی می خوانیم که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ...

هاشم کرونی - دبیرکل اتحادیه انجمن های ادبی فارس ، تصریح کرد : بسیاری ازغزلها ، در همان لایه اول تمام می شوند چیزی پشت لایه اول و رویه کار وجود دارد. معمولا در متن های ممتاز ادبی می توان لایه های دوم و سومی پشت رویه شعر مشاهده کرد و سپس به کشف روابط شاعرانه آن سطوح پرداخت ، لذت حاصل از این کشف ها که در مضمون و تصویر و زبان اتفاق می افتد ، لذتی خواندن است و متن ممتاز را از متن معمولی یا ضعیف جدا می کند ؛ حال درغزل جوان ما با متن های تک بعدی مواجهیم که البته همگی حول یک سری محور خاص می چرخد.



این شاعر و منتقد جوان ادبیات درتشریح محورهای مذکورخاطرنشان ساخت : این مساله در واقع همان فقر محتوایی غزل جوان است ، در نقد های دیگر هم مکررا به این مساله اشاره شده که غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد ، البته به تناسب گاهی به جای چای ، نسکافه درشعرها دم می شود ! یا اتوبوسی از جاده شعرمی گذرد و اکثرا هم سر و کله بانویی یا خانمی یا نهایتا دختری در یک جای غزل پیدا می شود. انصافا آیا این مساله همه مسایل انسان امروزاست . جای دردهای انسان امروز و واقعیت های جامعه ما کجای این غزلهاست ؟ چرا این درد ها گم شده اند؟ اصلا دردهای ازلی و ابدی کج رها شده اند ، آیا عشق در همین ابتذال و سطحی نگری و سانتی مانتالیسم خلاصه شده است ؟ درست است که این نمونه عشق ها هم در جامعه وجود دارد ، اما آیا یک شاعرباید پشت سر بقیه راه بیفتد ؟




شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست .

وی افزود : شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست. البته یک مساله مهم در غزل ، تک کانونی بودن متن است . غزل به سبب آنکه ازمانده جهان سنت است هنوز گرفتاری های جهان سنت را با خویش دارد . حتی در غزل هایی که عناوینی همچون مدرن و پسا مدرن را با خویش یدک می کشند، این شاخصه ها به وضوح دیده می شود . به صورت عمده ، دنیای غزل ، دنیای تک محوری هاست استبداد در جهان غزل به وضوح بر چشم می خورد . کلمات و شخصیت ها از تشخص برخوردار نیستند و این مساله باعث می شود که بسیاری از مفاهیم جهان امروز و انسان این عصر نتواند وارد این دنیا شود و همیشه فاصله ای میان جهان واقعیت ها و جهان شعر و البته جهان شاعر وجود دارد .



هاشم کرونی در ادامه اظهار داشت : برخی عناوین مثل غزل مدرن یا پست مدرن در ذات خویش تناقض حل نشده ای دارند و از نظرگاه ژورنالیستی هم آن قدر که واکنش منفی ایجاد می کنند مفید به فایده نیستند. غزل فرم نیز عنوانی مبهم است و نتوانسته یک هویت جامع را ارایه دهد. من از سال 79 غزلسرایی را کنار گذاشته ام اما سعی کرده ام همواره نگاه انتقادی ام را به جریان های نوتر غزل امروز حفظ کنم تا احترامی به گذشته خودم گذاشته باشم که از نیمه ی دهه هفتاد سعی داشتم به گونه ای دیگر غزل بنویسم. به هر حال دو سال پیش در صحبت هایم برای نخستین بار عنوان " غزل متفاوت " را ارائه کردم و وبلاگ اینترنتی به همین نام با هدف نقد و بررسی غزل امروز راه انداختم و خوشحالم که این نام از سوی خیلی ها پذیرفته شده است.



این شاعر در پایان گفت و گو با مهر ، گفت : اکثرغزلسرایان ، به شاعران جریان های شعر زبانگرا و دهه هفتادی ها اعتراض می کردند که شعرتان قابل فهم نیست یا زبان را تخریب کرده اید ، به هیچ عنوان پسندیده نیست که دیگران هم اعتراض کنند که شما ساده انگاری و سطحی نگری را در شعر حاکم کرده اید ...

***

گفتگوی 4

 

هاشم كروني:
بيشتر غزل‌هاي پست‌مدرن ارزش بيش از يك بار خواندن ندارند
درد انسان امروز كجاي اين غزل‌ها نهفته است؟

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1384/06/13
09-04-2005
12:28:10
8406-05625: کد خبر





خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات


يك شاعر معتقد است: آن چه به عنوان شعر پست مدرن امروز در جريان است، يك حركت واحد و يكپارچه نيست.

هاشم كروني در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: البته یکپارچگی با ذات حركتهاي دوران پسامدرن تناقض دارد؛ در شعر پست مدرن امروز با جريانهاي مختلفي از شعر روبه‌رو هستيم، زيرا تلاش‌هاي مختلفي در اين زمينه از جانب شاعران صورت مي‌گيرد و هر شاعري مي‌خواهد نگاه خود را در شعر پياده كند.

وي با قابل احترام دانستن جريان شعر پست مدرن ادامه داد: ادبيات امروز بايد خوشحال باشد كه جوانان متعهدي به شعر دارد كه در شعرشان پويايي داشته و نمي‌خواهند پشت سر نفرات قبلي حركت كنند، هر چند اين جريان يكپارچه و واحد نيست.

كروني متذكر شد: يكي از خوشبختي‌هاي نسل ما اين بود كه با فضاي باز مطبوعاتي در برابر جريان شعر پست مدرن روبه‌رو شد كه اين امر به پيش‌برد آن كمك كرد. تا قبل از دهه 70، مطبوعات تنها شعر چاپ مي‌كردند، ولي از دهه 70 به بعد صفحات شعر حذف و صفحات تئوريك چاپ شدند كه به انواع تئوري‌هاي شعري مي‌پرداخت. اين امر باعث شد كه شاعران ما به آگاهي‌هاي بيشتري دست يابند. علاوه بر اين، ترجمه متون خارجي و متن‌هاي تئوريك و اشعار شاعران غربي و چاپ آنها باعث شد كه شاعران اين دوره نگاه تئوريكي داشته باشند و اولين منتقد به كار خود باشند. اين مسايل است كه مي‌تواند شعر امروز را غني و قابل توجه نشان دهد.

اين شاعر درباره غزل فرم توضيح داد: از اوايل دهه 70 كه با جريان غزل فرم مواجه شديم، اين جريان در بعضي نقاط جغرافيايي ايران دنبال شد كه از محمدسعيد ميرزايي و حلقه شاعران كرج شروع شد و بعدها در جنوب كشور و شهرهاي ديگر ادامه يافت. رويكردهاي جغرافيايي به اين جريان نشان دهنده اين است كه نياز به تحول در غزل احساس مي‌شود. اما اسم‌هاي گوناگوني روي آن گذاشته شد كه به نظرم غزل فرم اسمي مبهم است؛ اسم غزل پست مدرن هم بيشتر به يك لطيفه شبيه و متناقض است كه در اين باره غزل متفاوت را براي اولين بار پيشنهاد دادم.

وي با اعتقاد بر اينكه جريان غزل پست مدرن اينك وجود دارد و نمي‌توان آن را نفي كرد، گفت: اما آيا اين غزل ماندني است يا نه؛ با كمال تاسف براي دوستان غزلسرا بايد گفت كه بخش اعظمي از اين غزلها ارزش بيش از يك بار خواندن و حتا بعضي از آنها ارزش يك بار خواندن هم ندارد.

كروني افزود: در غزل‌هاي معروف به پست مدرن هميشه يك جاده، خانم، پارك و نيمكت است و گاهي يك استكان چاي يا مدرن‌تر، يك نسكافه در شعر دم مي‌كنند؛ اما آيا تمام هم و غم انسان امروز همين مسائل است؟ درد انسان امروز كجاي اين غزلها نهفته است؟ حتي مسايل ازلي و ابدي بشريت جايگاهي در شعر امروز ندارد.

او با اشاره به اين مطلب كه با فقر محتوا و مضمون در غزل پست مدرن روبرو هستيم، متذكر شد: همين موضوع باعث شد كساني كه از دور به اين شعر نگاه مي‌كنند، بحث كپي كردن از روي دست يكديگر را مطرح مي‌كنند و با قضيه ميان بارگي در غزل جوان مواجهيم. البته نافي اين موضوع نيستم كه عده‌اي از شاعران جوان مي‌خواهند كار تئوريك انجام دهند، ولي تعداد آنها بسيار اندك است و اگر غزل امروز با اين وضعيت پيش رود راه به جايي نخواهد برد.

كروني همچنين با اشاره به غزل‌هاي پست مدرن سعيد ميرزايي يادآوري كرد: با گذشت يك دهه از كار كردن ميرزايي در غزل فرم، هنوز خود او برترين غزلسراي اين جريان است و هيچ زايشي در اين حركت اتفاق نيفتاده است.

***

گفتگوی 5

 

گفت و گو با روزنامه قدس:

 به خودمان زحمت تحقيق نمي دهيم

 

"هاشم كروني" در پاسخ به اين پرسش كه چرا توجه به شخصيت پيامبر اكرم(ص) در ادبيات گذشته پررنگ و در ادبيات و شعر امروز كمرنگ تر است، مي گويد: "به نظر من اين مسأله از مشكلات بزرگ جامعه ادبي معاصر ماست. يك بعد اين قضيه به اين برمي گردد كه هنرمند و بويژه هنرمندان جوان ما شناختي از شخصيت حضرت رسول(ص) ندارند. اين مسأله عوامل و علل مختلفي دارد. يكي از آنها اين است كه ما شاعران، هميشه از دريچه متن به شخصيتها مي نگريم و متأسفانه متنهاي ارزشمند در خصوص شخصيت حضرت رسول(ص) بسيار كم و نادرند. متوني كه بتواند ذهنيت بدهد، كمك كند و هنرمند را به شناخت برساند و جنبه هاي معرفتي وي را تقويت كند. چنين متوني در بازار بشدت كم هستند؛ به عنوان نمونه خود من بسيار به دنبال "سيره بن حسام" هستم، ولي آن را در بازار نمي يابم. علاوه بر آن كتابهاي در دسترس هم بشدت نثر پيچيده اي دارند و متأسفانه هنرمند جوان ما كه عادت به خوردن لقمه حاضر و آماده دارد، به خود زحمت تحقيق را نمي دهد. به عقيده من برعكس تمام ادعاها و سخنان، هنوز آن گونه كه بايد و شايد، نتوانسته ايم دين خود را به پيامبر اكرم(ص) ادا كنيم و اميدواريم پيامبر اكرم(ص) از تقصير ما و مسؤولان فرهنگي مان بگذرد و كمك كند كه كم كاري اين سه دهه جبران شود. وقتي هنرمند در اين عرصه بهره معرفتي نداشته باشد، قطعاً نمي تواند به اين عرصه وارد شود. شايد در مورد خيلي از مسايل پيراموني بتوان بدون اطلاع شعر گفت، اما در مورد شخصيت عظيمي چون حضرت رسول(ص) اين چنين نيست."
وي افزود: "در كنار اين مسايل مي توان به اين موضوع اشاره كرد كه وقتي در فضاهاي ذهني جامعه خط كشي هاي ناصحيح انجام مي شود، اندك اندك عده اي حس مي كنند كه نزديك شدن به هر گونه مسايل مذهبي، دور شدن از فضاهاي روشنفكري است، در صورتي كه مي توان انساني ترين و انسان محورترين جلوه هاي زندگي را در زندگي حضرت رسول(ص) ديد و نسل قبل از ما در اين مورد غفلت كردند و ما نيز چنين كرده ايم."
شاعر "كلوزآپ از باب اول كتاب مقدس" در خصوص جنبه هاي مختلف زندگي حضرت رسول(ص) و چگونگي انتخاب جنبه هاي هنري از زندگي ايشان گفت: "من در خصوص سفارش به شاعران براي پرداختن به مفهوم، اعتقادي ندارم. شاعر مي تواند از خود مفهوم سفارش بگيرد، يعني اگر شما بتوانيد با شناخت و معرفت به سراغ شخصيت ايشان برويد، مي توانيد از همين شناخت سفارش بگيريد و قطعاً اين سفارش مي تواند سبب شود كه يك كار ماندگار خلق كنيد. به عقيده من در دنياي امروز بايد بيشتر به جنبه هاي انساني انديشه حضرت رسول(ص) پرداخته شود. از سوي ديگر متأسفانه جنبه رحمت بودن حضرت رسول(ص)، مغفول باقي مانده است. متأسفانه يك تقسيم بندي بي دليل ايجاد شده كه در ميان پيامبران، رحمت مخصوص حضرت مسيح(ع) است، اما براي ما نماد و نمود كامل رحمت در شخصيت حضرت رسول(ص) متجلي است. به عقيده من اين دو نگاه مي تواند بسيار هنري باشد."
وي در مورد اجتناب از آفت شعارزدگي در سرودن از حضرت رسول(ص) گفت: "اگر بنا باشد تمام فعاليتهايمان را به يكسال محدود كنيم، مطمئناً با يكسري آثار كم ارزش و شعاري روبه رو خواهيم بود.
به گمان من نامگذاري امسال مي تواند فقط بهانه اي باشد براي جبران غفلت هاي پيشين ما. ما بايد نگاه به حضرت رسول(ص) را به عنوان يك پروژه فرهنگي طولاني مدت ببينيم. مسؤولان مي توانند با برنامه ريزي منسجم زمينه اين شعارزدگي را برطرف كنند، اما مهمترين اصل همان افزايش جنبه هاي معرفتي شاعران است كه مي تواند از شعارزدگي جلوگيري كند."

 ***

گفتگو ی ۶

هاشم كروني در گفتگو با ایسنا:

با فضا دادن به گونه‌هاي نامطبوع شعر، مردم از آن فاصله مي‌گيرند
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

شعر در جهان امروز كاركردي را كه در دنياي ديروز داشت، ندارد و به اين دليل ديگر با اقبال عامه مواجه نمي‌شود.
هاشم كروني با بيان اين مطلب در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با يادآوري اين نكته كه در گذشته شعر، يك رسانه بود، گفت: امروز كاركرد شعر در داستان، تلويزيون، سينما، راديو و... تقسيم شده، اما در گذشته شعر، بار تمام آن‌ها را به‌دوش مي‌كشيد و بزرگان، بسياري از مفاهيم را با شعر بيان مي‌كردند؛ گاه مثل مولانا درس فلسفه مي‌دادند و مثنوي پديد مي‌آمد يا گاه به‌سان سعدي وقتي پند و اندرز مي‌دادند، بوستان پديد مي‌آمد.
وي تصريح كرد: در دنياي مدرن و پست‌مدرن، با انواع دستاوردهاي بشرعملا وظايف گذشته از شعر گرفته شده و اين موضوع باعث شده است كه ديگر رويكرد عمومي به شعر نداشته باشيم.
اين شاعر با اشاره به نقش رسانه‌هاي ديگر و تاثير آن در نبود استقبال از شعر امروز ادامه داد: انسان امروز، وقتي را به اينترنت و تلويزيون و زماني را به ماهوراه و گاهي به رمان اختصاص مي‌دهد، بنابراين آن وقتي را كه قبلا در اختيار شعر بوده، ميان همه اين چيزها تقسيم شده است و مخاطب ما امروز گزينه بيش‌تري را در اختيار دارد كه شعر، تنها يك گزينه از آن ميان است.
سراينده «كلوزآپ از باب اول كتاب مقدس» با اعتقاد بر اين‌كه شعر، ديگر هنر عمومي جامعه ما نيست، افزود: در گذشته انتخاب فقط در شعر بود، ولي امروز شعر هنري است در برابر هنرهاي ديگر. علاوه بر اين بعضي از رسانه‌ها فريبندگي بيش‌تري دارند و عمومي‌تر نيز هستند، به اين دليل مخاطب در دنياي امروز كم‌تر به‌سراغ شعر مي‌آيد.
وي دليل ديگر مواجه نشدن شعر را با اقبال عامه، خود شاعران دانست و گفت: شاعران امروز ما در جريان‌هاي مدرن و پست‌مدرن گونه‌هايي از شعر را به‌وجود مي‌آورند كه تخصصي است، درواقع آن‌ها نگرشي تخصصي يافته‌اند. در گذشته شاعر بايد علوم مختلف مانند نجوم، فلسفه، طب، الهيات و... را مي‌خواند، اما امروز دنيا، دنياي تخصص‌گرايي است و شاعران هم به شعر به‌عنوان مقوله‌اي تخصصي مي‌نگرند كه اين موضوع باعث مي‌شود تا كسي كه مي‌خواهد سراغ آن بيايد از پيش‌زمينه‌هايي آگاهي داشته باشد كه وقتي اين‌گونه نيست، مخاطب به سراغ آن شعر نمي‌آيد.
كروني هم‌چنين به روند انتشار كم شعر و تيراژ محدود آن‌ها اشاره كرد و يادآور شد: اگر براي كتاب شعري ناشر پيدا و آن‌را منتشر كنيم، بعد با مشكل توزيع كتاب مواجه خواهيم شد. وقتي شمارگان كتابي هزار تا باشد، اگر توزيع عادلانه شود، به‌هر شهر يك عدد مي‌رسد، پس بايد 50 هزار تيراژ داشته باشد تا به هر شهر 50 كتاب برسد؛ وقتي با اين مشكل مواجهيم، چگونه انتظار داريم مخاطب پيدا كنيم؟
وي افزود: بحث بعدي در مخاطب عام نداشتن شعر، بحث حاكميت و نهادهاي رسمي شعر است كه هم نهادهاي رسمي دولت و ادبيات را شامل مي‌شود؛ اين نهادهاي رسمي ادبيات در جايگاهي قرار دارند كه به گونه‌هايي از شعر مي‌پردازند كه با كم‌ترين اقبال از جانب مخاطب مواجه است.
كروني تصريح كرد: مخاطب امروز حوصله شنيدن پند و اندرز را ندارد؛ اگر بخواهيم در تلويزيون، راديو و شب شعرهاي رسمي، مردم را نصيحت كنيم و درس اخلاق بدهيم، مردم از آن فاصله مي گيرند، چراكه جامعه امروز نصحيت‌پذير نيست.
وي در پايان اظهار داشت: وقتي خود ما در انجمن‌هاي رسمي‌مان - با رودربايستي‌هاي معمول - واقعيت شعر و آن‌چه را مردم مي‌توانند بپذيرند، به آن‌ها اختصاص نمي‌دهيم و به گونه‌هاي نامطبوع شعر فضا مي‌دهيم، حاصلش دور شدن مردم از شعر مي‌شود.

***

گفتگوی ۷

سردبير روزنامه سبحان در گفتگو با فارس:

تنهايي منجر به توقفمان شد

خبرگزاري فارس: سردبير روزنامه تعطيل شده سبحان، روزنامه صبح شيراز و استان فارس، گفت: با وجود همه تلاش‌هايي كه كاركنان و دست اندركاران روزنامه انجام دادند، اما در غربتي غريب، مجبور به توقف شديم.

هاشم كروني امروز سه شنبه در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در شيراز با بيان اين‌كه سبحان يك روزنامه اصول گرا با عملكردي مستقل بود افزود: اميدمان اين است كه اين تعطيلي موقت بوده و كساني‌كه عاشقانه در شرايط بسيار سخت اين روزنامه را منتشر كردند، باز هم درو هم جمع شوند.
وي مشكلات مالي را عامل اصلي در توقف انتشار روزنامه سبحان اعلام و خاطر نشان كرد: اين اصلاً خوب نيست كه در ميان دوستان خود باشي، اما احساس تنهايي كني و ما در روزنامه سبحان اين موضوع را تجربه كرديم.
وي با تصريح اين‌كه هيچ گاه استقلال روزنامه را با هيچ چيز عوض نكرديم گفت:از اين خوشحاليم كه هميشه روش كارمان مشخص بود و بر اصولگرايي و ارزشي بودن پاي فشاري و افتخار مي كرديم همانطور كه توقف كارمان هم با سربلندي است.
كروني از مسئولان فرهنگي و مديريت ارشد استان خواست با توجه به مشكلات روزنامه‌ها، به بررسي وضعيت روزنامه سبحان پرداخته و اجازه ندهند كه كاركنان اين روزنامه براي هميشه با آن خداحافظي كنند.
روزنامه سبحان كه از سال 73 مجوز انتشار گرفته است قبلاً در شهرستان لامرد به صورت هفته نامه منتشر مي شد و از سال 80 به تبديل مجوز به روزنامه، به شيراز آمد و فعاليت خود را پي گرفت.

***
گفتگوی ۸

هاشم کرونی در گفتگو با مهر:

طیفی از اهل قلم که خود را " متعهد " نمی داند درباره دفاع مقدس سکوت می کند

هاشم کرونی - شاعر و منتقد ادبی ، گفت : ایران علی رغم تلاش اعتقادی و ائیدولوژیک خود در " دفاع مقدس " هنوز نتوانسته آثار ارزشمندی را در این خصوص خلق کند .

این شاعر و منتقد ادبی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر ، با بیان این مطلب افزود : علی رغم هشت سال جنگی که زمان آن دو برابر جنگ جهانی دوم طول کشیده  و در بردارنده بسیاری از جنبه های عاطفی و انسانی است ،  آن طور که شایسته است ، نتوانسته ایم آثاری مانا و ماندگاری در راستای این ادبیات به وجود آوریم ، در نتیجه قضیه تنها به " حماسه خرمشهر "  محدود نمی شود ، این دردی است که گریبان گیر ماست ، دردنیا بعد از جنگ های بزرگی که اتفاق افتاده ادبیات به میدان شتافته و به خلق آثار ماندگار و مانایی که بعضا به نوبل رسیده اند انجامیده و یاد اشخاصی که در جنگ بوده اند ،  زنده نگاه داشته است.

هاشم کرونی که در شیرازاقامت دارد ، یاد آور شد : جنگ ما به سبب عقیدتی بودن تا حدودی دست نویسنده را بسته است و یا نویسنده واهمه دارد که در اثر خلق شده بتواند تمام ابعاد را بیان کند ، به همین دلیل است که وقتی نویسنده ای مانند احمد دهقان اثری مانند " من قاتل پسرتان هستم " را در حوزه ادبیات جنگ خلق می کند علی رغم اینکه اثر زیبا و مانا است ، مورد واکنش تند از طرف بعضی از نویسندگان متعهد جامعه قرار می گیرد .

وی تصریح کرد : به عقیده من حماسه ای مانند حماسه خرمشهر که اتفاق بسیار مهمی است یکی از فصلهای مهم تاریخ ایران به شمار می رود و ما حکم یک ماهی را داریم که به دریا نزدیک است و نمی تواند عظمت واقعی آن را درک کند ، ما  نیز نمی توانیم عظمت این اتفاق را درک کنیم ، اما در آینده در مورد این اتفاق بسیار گفت و شنود خواهد شد .

هاشم کرونی ادامه داد : یکی از وجوه مهم حادثه فتح خرمشهر ، همدلی ملی بعد از فتح  بود ، در فضای اول انقلاب بسیاری از شادی ها تحت الاشعاع جنگ بود و مردم حالی برای شادی داشتند و کارونهای شادی برای اولین بار بعد از جنگ در آزاد سازی خرمشهر شروع به حرکت کردند ، این موارد نشان می دهد که جنبه دراماتیک این حادثه بسیار بالاست و قابلیت تبدیل شدن به ادبیات را دارد. از طرفی دیگر طیفی از نویسندگان که در تقسیم بندی رایج جزء نویسندگان متعهد محسوب نمی شوند ، متاسفانه کمتر به این قضیه عنایت دارند ، به نظر من حتی اگر دوست ندارند به عرصه داستان جنگ وارد شوند حداقل از منظر صلح به این قضایا نگاه کنند.

این شاعر تصریح کرد : خرمشهر برای ما نماد پایداری است، این نماد می تواند به نماد صلحایی تبدیل شود، عمده ترین اتفاقی که باعث می شود که خرمشهر در زمانه حاضر و بعد از جنگ همچنان سنبل وحدت ملی ما باشد این است که در آثار ادبی و هنری از خرمشهر به عنوان نماد سرخایی ملت ایران استفاده کنیم.

وی با توجه به تجربه نگارش چندین آثار مستند ادامه داد : متاسفانه نهادهایی به عنوان سفارش دهنده آثار ادبی در این عرصه وجوددارند  و تاکید دارند که از این مستندات دراین عرصه استفاده شود اما به نظر می رسد که خلط مبحثی در زاویه دید این دوستان وجود دارد که داستان وادبیات با خاطره نویسی مجزا نمی کنند.

کرونی اضافه کرد : به عقیده من یک ژانری که درچند سال اخیر به وجود آمده و به آن باید توجه شود، همین ژانرخاطره نویسی است، خاطرات رزمندگان را بسیاری وقتها باید به عنوان خاطره باز نویسی کنیم  و در اختیار نسل جوان و علاقمندان قرار دهیم ، در بسیاری وقت ها هم می توان از خاطرات برای نوشتن داستان استفاده کرد.  اما این که نویسنده را مجبور کنیم تا تمام  اتفاقات بر مبنای آن خاطرات باشد ، تا حدودی جلوی خلاقیت در آن اثر را می گیرد.

وی یاد آور شد : در دیدارهایی که با رزمندگان داشتم، بسیاری از این دوستان خاطراتی را باز گو می کنند که ذاتا داستان و یا مایه شعر اس ، وقتی گوش می کنید می بینید که در مقابل یک نویسنده به ذات صحبت می کند، حالا این نویسنده به ذات خود توانایی نوشتن ندارد، در اینجا ما باید به مولف اجازه دهیم که در یک فرایند برداشت آزاد این خاطره ها را دست مایه کار قرار دهد.

هاشم کرونی در پایان گفتگو با مهر خاطر نشان ساخت :  اگر زمینه ای فراهم شد که دوستانی که سرگرم  ثبت و ضبط در این کار هستند به صورت  NGO و نهاد غیر دولتی وارد کار شود و کسانی که خاطره می گیرند از افراد زبده و خبرنگار باشند که ناگفته ها در خاطره که شاید براثر حجب و حیا و شرم سانسور می شود دریافت کرده و آن را در نوشته ها بیان کند و دراختیار جامعه قرار دهند بسیار مفید است .

***

گفتگوی ۹

در گفتگو با خبرگزاری قرآنی (ایکنا): 

پرداختن به فرم های نو در عرصه ی شعر آیینی ضروری است

گروه ادب: اديبان و شاعران برای بيان مفاهيم دينی و ارزشی نبايد تنها به زبان و قالب‌های كهنه اكتفا كنند و بايد بكوشند فرم‌های بديع را در آثار خود به كار برند؛ بنابراين پرداختن به فرم‌های نو در عرصه شعر آيينی يك ضرورت محسوب می‌شود.

«هاشم كرونی» شاعر در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: ادبيات آيينی، عرصه‌ای بسيار گسترده و عميق محسوب می‌شود و اديبان و شاعران هنوز چنان‌كه بايد در اين زمينه به فعاليت نپرداخته‌اند.

او افزود: بر همين اساس همه اديبان و شاعران می‌توانند با رويكرد نو، افق‌های تازه‌ای را در زمينه شعر و ادبيات آيينی، پيش روی مخاطبان خود به تصوير بكشند.

صاحب اثر «كلوز‌آپ از باب اول كتاب مقدس» با اشاره به ضرورت داشتن نگرشی نو در اين عرصه ادبی تصريح كرد: بايد بدانيم كه ادبيات آيينی ما شكوفا نخواهدشد مگر آن‌كه در زمينه توليدات ادبی، نگرشی نو و خلاقانه داشته باشيم.

او ضمن مطرح كردن اين پرسش كه «چگونه نوآوری ادبی منجر به شكوفايی در اين زمينه خواهدشد» تأكيد كرد: در يك قرن اخير در ادبيات ما همواره نگرشی نوآورانه وجود داشته اما اين نگرش نو بسيار اندك منجر به شكوفايی ادبی شده است؛ بنابراين باتوجه به شعار امسال بايد ديدگاه‌هايی نوآورانه‌ای را دنبال كنيم كه منجر به شكوفايی شود.

اين منتقد ادبی يادآوری كرد: بايد توجه داشته باشيم كه ارائه هر پيشنهاد نويی به‌طور حتم منجر به شكوفايی نخواهدشد؛ چراكه در ادبيات معاصر هر چند شاعران و اديبان نگرش‌های نوآورانه داشته و قالب‌های نو ارائه داده بودند اما اين قالب‌ها و نگرش‌های نو منجر به شكوفايی ادبی نشده است.

كرونی با اشاره به نامگذاری امسال باعنوان نوآوری و شكوفايی اظهار كرد: رهبر معظم انقلاب با هوشمندی اين ضرورت را در جامعه تشخيص دادند و با نگاهی هدفمند، خواستار ايجاد نگرش‌های نوآرانه‌ای درجامعه هستند كه منجر به شكوفايی و تحول شود.

اين پژوهشگر ادبی نامگذاری سال‌ها را سنت بسيار حسنه‌ای دانست و گفت: سال پيش با توجه به فضای جامعه، تحقق شعار اتحاد بسيار ضروری به نظر می‌رسيد و خوشبختانه كشور ما در اين زمينه در جهان اسلام پيشگام بود اما نبايد فراموش كنيم كه شعار و آرمان اتحاد را بايد همواره پيش‌روی خود قرار دهيم.

اين نويسنده در پايان تصريح كرد: نامگذاری سال‌ها، جريان‌های ادبی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی را در جامعه به وجود می‌آورند؛ بنابراين هيچگاه نبايد با تمام شدن سال اين آرمان‌ها را فراموش كنيم، بلكه همواره با فرهنگ‌سازی اين جريان‌ها را در جامعه بسط و گسترش دهيم.

***

گفتگوی ۱۰


خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس

شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!

نزدیک شدن به مرز سی سالگی یعنی رسیدن به نیمه راه !
هاشم کرونی، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار شیرازی در سالیان اخیر همواره چهره فعال رخدادهای فرهنگی شیراز بوده است. کتاب چاپ کرده ، انجمن و کانون ادبی راه انداخته و در عرصه مطبوعات نیز تا سردبیری پیش رفته و یکی از جوان ترین سردبیران روزنامه های کشور بوده است.
او این روزها به پژوهش درباره مثنوی روی آورده و کتاب شعرهای جدیدش با نام" سونامی در بیمارستان " را آماده چاپ کرده که گویا این اسم ها هم از عوارض شعر پست مدرن است.
آنچه می خوانید گفتگوی خبرنگار ادبی خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) در فارس پیرامون "آسیب شناسی ادبیات امروز فارس" با این شاعر می باشد.

برخی آثار به ظاهر سپید، در حقیقت کارهایی سنتی هستند

هاشم کرونی در پاسخ به این سوال که پس از گذشت 80 سال از سرایش افسانه و تجربه نیم قرن اخیر موج های گوناگون شعر آزاد، توقع این بود که شعر کلاسیک اقبالی نداشته باشد، اما اینگونه نیست و به نظر شما علت آن چیست، گفت: البته حقیقت آن است که نمی توان گفت شعر کلاسیک وجود ندارد، اما شاید عمده ترین علت این مسأله وجود « منِ مستبد» در نهاد ما و ناخود آگاه جمعی جامعه ماست که با ساختار کلاسیک ادبیات مان همخوانی بیشتری دارد و به این علت که جامعه ما هنوز با تفکر مدرن به سازگاری مطلوب نرسیده، لذا هنوز شکل های کلاسیک و سنتی در ادبیات ما با اقبال مواجه می شوند. البته شاعران به سبب آنکه میل به اندیشیدن و تفکر و روشنفکری دارند، بایستی پشت سر جامعه حرکت نکنند. در عرصه ادبیات امروز، اعم از شاعران مدرن و پست مدرن ( بنا به تعریف های موجود) آنانی کارشان موفق بوده و ارزشمند تلقی شده که شعر و فرم وملزومات آن با درون شان همخوانی داشته باشد و گرنه صرف نوشتن آثاری به شکل پلکانی و بدون وزن از کسی شاعر مدرن نمی سازد و حتا باید بگویم بسیاری از آثار به ظاهر سپید و آزاد ما در حقیقت کارهایی سنتی واپسگرا محسوب می شوند.

شاعران پیشکسوت ما محافظه کارند

وی در ارتباط به علل این مسأله که حتی در میان کلاسیک سرایان، علیرغم جریان هایی نظیر غزل متفاوت، هنوز غزل سنتی رویکرد بیشتری دارد گفت: البته باید ذکر کنم که عنوان غزل متفاوت را برای نخستین بار بنده به این نوآوری ها در غزل اطلاق کردم و وبلاگی نیز برای مباحث تئوریک درباره آن ایجاد کردم، اما حقیقت این است که این نوآوری ها، بیشتر در شعر جوانترها دیده می شود و در محیطی مثل شیراز، شاعران میانسال و پیشکسوت و حتی بخشی از جوانترها، بیش از حد محافظه کارند و از هر گونه نوآوری هراسان. آنان می ترسند در صورت نوآوری وضعیت تثبیت شده ی خویش را در معرض محک و نقد قرار دهند.
کرونی با اشاره به پیشینه نوگرایی در غزل در آثار کسانی همچون نیستانی، منزوی، بهبهانی، بهمنی، پرنگ، پدرام و ذکایی گفت: البته موج تازه نوگرایی در غزل به اویل دهه 70 بر می گردد که در سه نحله شرق/ مرکز و جنوب به صورت همزمان آغاز شد که البته در ابتدا خیلی با کارهای همدیگر آشنا نبودیم. موج جنوب را در شیراز بنده و برخی دوستان راه انداختیم و با آنکه من بعدها دیگر غزل ننوشتم، اما نقد و بررسی این جریان را دامه دادم. ضمناً باید بگویم برخی دوستان نیز که ادعای پیشگای در غزل متفاوت را داشته اند، در صورتی که غزل هایشان علیرغم اینکه کارهای تازه و خوبی هستند، اما ماهیتاً با غزل متفاوت فرق دارند و البته منظورم ارزشگذاری هیچ یک نیست، بلکه معتقدم کارهای آنان گاهی اوقات بیش از آنکه در حیطه غزل متفاوت بگنجد به تجربه های سبک هندی نزدیک است.

عرفان گرایی سطحی به شعر ضربه می زند

وی درباره ریشه یابی این مسایل و رویکردهای سنتی در محیط ادبی شیراز به گونه ای عرفان گرایی کم ژرفا اشاره کرده و گفت: در مقاله ای مجزا به آسیب شناسی این مهم پرداخته ام و ذکر کرده ام که در شیرازگونه ای عرفان گرایی کم ژرفا و حتی سانتی مانتال در میان شاعران رواج دارد- شاعرانی که البته عرفان را نه عملی و نه نظری تجربه نکرده اند- و به تبع این عرفان سطحی، به سمت خیال محوری، آن هم نه به صورت عمقی، بلکه خیال محوری سطحی رفته اند و همانطور که می دانیم خیال کانون ادبیات کلاسیک ماست و به همین سبب شاعران شیراز، حتی جوانترها- در حرکت از خیال به زبان- که کانون ادبیات مدرن و پست مدرن است- تعلل داشته اند.

خط کشی ها و گروه بندی ها بین پیشکسوت ها پر رنگ تر است

کرونی پیرامون این نکته که شاید همزیستی توأمان قالب های کلاسیک و فرم های مدرن و همچنین نحله های فکری مختلف نقطه قوت شعر امروز شیراز نسبت به سایر استانهای همجوار نظیر خوزستان و بوشهر باشد گفت: من هم موافقم اختلاف بین شاعران دو عرصه از سایر استانها کمتر است و شاعران هر دو فضا اجازه تنفس دارند. البته این نکته بیشتر در میان نسل جوان عیان است چنانکه مثلاً در ده برنامه ماندگار که تحت عنوان شبهای شعر فردا در شیراز برگزار کردم جوانان نام آور هر دو عرصه با رعایت احترام متقابل، در عین حفظ مواضع اصولی خویش کنار هم نشستند و از شعر سخن گفتند. حال آنکه در میان پیشکسوت ها این تحمل در کنار هم بودن کمتر دیده می شود.
وی افزود: البته تأثیرات مثبت این قضیه آنجا کمرنگ تر می شود که برخی از پیران و موسفیدهای شعر گونه ای تعصب و پافشاری روی شعر کلاسیک را دنبال می کنند و مانع هر گونه نواندیشی و نوآوری در عرصه شعر و ادب هستند. جوانترها و تازه واردهای عرصه شعر نیز گاهی پشت سر این حضرات راه می افتند و چند سال از عمر ادبی شان را هدر می دهند.
این شاعر و روزنامه نگار شیرازی پیرامون تأثیر این مسأله و تنوع بر عدم همگرایی شاعران گفت: همانگونه که اشاره کردم علی الخصوص در میان موسفیدهای شعر این جریان نمود دارد و خط کشی ها بسیار پر رنگ است. کلاسیک سراها نوآوری ها را ارتداد ادبی می دانند و نوسراها، کلاسیک سرایی را نمود تحجر و واپس گرایی، لذا زیر ساخت مناسبی برای گفتمان بین این دو گروه وجود ندارد و ما همواره شاهد صف کشی و گروه بندی میان این دو طیف به صورت کلی بوده ایم. این البته جدای از جناح بندی های سیاسی و ایدئولوژیک میان شاعران فارسی است و همچنین باید به این نکته اشاره کنم که این مسأله در میان شاعران جوان شدت وحدّت بزرگترها را ندارد. هر چند متاسفانه با افزایش سن جوانترها آنها هم دچار این مشکل شده اند.

رسانه ها و تریبون ها حق جوانتر ها را ادا نمی کنند

او در پاسخ به سوالی پیرامون علل این مسأله که در شیراز بر خلاف برخی نقاط دیگر پیران و پیشکسوتان پرچمدار شعر هستند و جوانان به دایره و حصار آنها راه ندارند گفت: من البته به تقسیم بندی های اینچنینی برای شعر چندان اهمیت نمی دهم، پیران و جوانان را در حاشیه شعر تقسیم یافته می بینم اما در متن شعر پرچمداری می تواند بر عهده شاعر پیشرو باشد، خواه پیر و خواه جوان. اما حقیقت این است که در شیراز پدر خوانده های ادبی همواره سعی در بسط و گسترش سلطه خویش دارند و به هیچ وجه از موضع خویش کوتاه نمی آیند. از سوی دیگر جوانترها می خواهند خودی نشان دهند. با این همه رسانه ها و تریبون ها ی شیراز نقش مهمی در این جریان دارند آنان سپیدی و احیاناً بلندی مو را ملاک شاعری می دانند و یا ریش و سبیل های آنچنانی و تصور می کنند اگر یک نفر قیافه ای معمولی داشته باشد و یا جوان باشد نمی تواند شاعری برجسته باشد. افکار عمومی را رسانه ها هدایت می کنند و اینگونه است که پنداشته می شود پرچمدار حقیقی شعر امروز پیران قوم هستند. هر چند من معتقدم رعایت حرمت موسفید ها لازم است و نباید فراموش کرد اصل برای ما شعر خوب است خواه از شاعری پیشکسوت و خواه از شاعری جوان.

جریان شناسی شعر را جدی نمی گیریم

کرونی پیرامون این مسأله که چرا جریان شناسی شعر در شیراز چندان جدی گرفته نشده اظهار داشت: البته در این زمینه تلاش هایی شده است حتی بنده طرح سلسله جلسات، جریان شناسی شعر امروز ایران، را با رویکردی پژوهشی تهیه و ارائه کردم اما هیچ کدام از نهادها در حوزه اجرای این طرح حمایت عملی ای از آن نداشته اند. اما در میان شاعران می پذیرم که شناخت از رویدادها و جریان های ادبی چندان جدی نیست. مثلاً برخی از شاعران حتی پیشکسوت ها، هنوز که هنوز است هر شعر بی وزنی را زیر عنوان شعر نو شناخته و همه را در یک راستا قرار می دهند در صورتی که مسأیه به این صورت نیست و در میان همین شعر های نو ده ها جریان در طول این 80 سال بروز و ظهور داشته اند و نمی توان و نباید همه آنها را به یک زیبایی شناسی مورد بررسی قرار داد. در این زمینه شاید جالب ترین اتفاقی که دیده ام محصول همفکری شاپور جورکش، علی باباجاهی و شمس آقاجانی بود در دوره پنجم کنگره سراسری شعر و قصه جوان در هرمزگان که به جای انتخاب نفرات برتر به صورت اول تا سوم در حوزه شعر آزاد، چهار نفر مشترکاً اول شدند و رتبه دوم تا چهارم وجود نداشت. در توجیه این کار هم اعلام شد که ما 4 جریان اصلی شعر نو را در میان این کارها یافتیم که با هم تفاوت داشتند. لذا از هر جریان برترین کار را انتخاب کردیم.
وی افزود: البته از این دست اتفاق های خوب کمتر رخ می دهد و در حوزه ادبی شیراز شاعران شناخت کمتری از جریان های ادبی دارند. برخی هنوز فکر می کنند هر نو آوری را می توان در حوزه اتفاقات دهه 40 و 50 خلاصه کرد و برخی دیگر همه شعرهای آزاد شاعران جوان را شعر پست مدرن می نامند و این به دلیل کمبود بنیه مطالعاتی و نگاه نقادانه در میان شاعران است.

دانش ادبی شاعران ضعیف است

هاشم کرونی پیرامون ریشه یابی ضعف نقد در فارس گفت: این مشکل 2 بخش عمده دارد. نخست آنکه نگاه نقادانه و خرد ورزی انتقادی در میان شاعران این دیار کمرنگ است. شاعران ما عمدتاً فاقد بینش و دانش عمیق تئوریک ادبی هستند. آنان عمدتاً علاقه ای به مطالعه ندارند و متأسفانه نمودار دانش ادبی رو به نزول است.
مثلاً شاعران دوره قبل از ما به هر حال هم می خواندند و هم اهل نوشتن بودند، و لو از منظر قوت و قدرت این کارها فراز و فرود داشت. دوره ما، بیشتر می خواندیم و البته کمتر می نوشتیم، اما شاعران دوره پس از ما که الان دارد وارد عرصه ادبیات می شود نه اهل خواندن است و نه اهل نوشتن، نه می خواند و نه می نویسد. تنها به نوشتن شعر، آن هم بعضاً از روی دست همدیگر دل خوش هستند.
وی ادامه داد: البته لزوماً هر شاعری قرار نیست منتقد باشد و دانش تئوریک سطح بالایی باشد، اما بالاخره هر کس بایستی در حوزه شعر مطالعاتی داشته باشد و از تجربه های دیگران با اطلاع داشته باشد. مثلاً در متون ابتدای تاریخ ادب فارسی می خوانیم که هر کس قرار است شاعر باشد باید 20 هزار بیت شعر حفظ کند. این مسأله بیش از هر چیز به این معناست که شاعر باید مطالعه کند. باید اقلاً همین 20 هزار بیت را می خواندند تا آن را حفظ می کردند.
این شاعر شیرازی مشکل دوم این عرصه را فقدان منتقدان ادبی در فارس دانست و گفت: اگر چه کسانی مانند جناب دستغیب که از منتقدان نام آشنای معاصرند در شیراز حضور دارند یا در میان دوستان نسل بعد از ایشان آقای عامری هم از شیراز شروع کردند یا شهریار مندنی پور و شاپور جورکش و مسعود طوفان هر کدام در حوزه دانش ادبی در شیراز تأثیر گذار بوده اند اما نباید فراموش کرد که هیچ وقت ما حرکتی منسجم و جدی را در عرصه نقد ادبی در شیراز نداشتیم. گو اینکه در برهه ای مثلاً روشنا ورجاوند کارگاه سنجه آفرینش های هنری راه انداخته بود، اما از دل آن کارگاه هم منتقدی جدی و پیگیر وارد عرصه ادبیات نشد، به طور کلی نقد ادبی کاری مشکل است و باید برای آن وقت گذاشت. لذا اقبال به آن کمتر است، زیرا اینجا اکثراً می خواهند هر چیزی را به آسانی به دست بیاورند.

شعر فن نیست اما تجربه قابل انتقال است


کرونی پیرامون ضعف جنبه های تعلیمی شعر در شیراز اظهار داشت: البته یادمان نرود شعر فن نیست که به تمامی قابل تعلیم و تعلم باشد، اما فن دارد. بخش عمده شعر مرهون ذوق و « آنِ» درونی شاعر است و گرنه اگر قرار بود به سبب تعلیم شعر، شاعر تربیت شود بایستی اساتید و دکترهای دانشکده ادبیات در شعر گفتن سر آمد همه باشند، چرا که بیش از همه در این عرصه فعال بوده اند. اما می توان به این مسأله از منظری دیگر نگاه کرد. هر شاعر تجربه هایی دارد و حیف است از این عمر کوتاه که آن را صرف دوباره تجربه کردن مسایل تکراری کنیم. پس می توان در کلاس هایی این تجربه ها و البته فنون عمومی شعر را منتقل کرد، اما نباید توقع داشت با شرکت در چنین کلاسی و گذراندن مثلاً چند دوره، شاعر شویم و فارغ التحصیل مثلاً کلاس پنجم این دوره ها از فارغ التحصیل کلاس سوم شاعر تر باشد.


شاعران و دانشگاهیان باید به سمت همگرایی حرکت کنند


وی در ادامه بحث تعلیم و تعلم ادبی با اشاره به دانشکده ادبیات و ادبیات آکادمیک گفت: من معتقدم در این بحث هر دو سمت مقصر هستیم. هم دانشگاه مقصر است که در قبال هر گونه نو آوری، به شدت محافظه کارانه برخورد می کند و حتی برخی نوآوری ها که جناب دکتر حسن لی پیگیر آن بودند هنوز در دانشکده ادبیات شیراز اجرایی نشده، است و هم ما شاعران مقصریم که سعی نکرده ایم این گسل و شکاف را پر کنیم. به خاطر دارم زمانی جناب دکتر رستگار را برای شرکت در همایش شاعران جوان به فسا دعوت کردیم و ایشان که قاعدتاً باید به ادبیات کلاسیک علاقه مند تر از جریان های شعر نو باشند، قریب نیم ساعت در سخنانشان راجع به یکی از کارهای سپید بنده صحبت کردند. ما، علی الخصوص ما جوانترها نباید توقع داشته باشیم اساتید دانشگاه سراغمان بیایند. چرا ما به سراغ آنها نرویم. بعضاً فضای اطراف آنان به گونه ای بوده که تجربه های تازه، علی الخصوص تجربه های نسل ما را کمتر خوانده اند، می توانیم با حضور در جمع آنان این مسأله را حل کنیم و فرصتی برای آنان فراهم کنیم تا با تجربه های ما آشنا شوند. ضمن آنکه بسیاری از شاعران جوان به سبب رخوت و سستی، چون حوصله خواندن متون کلاسیک را ندارند، به یکباره همه آنچه را در دانشگاه جریان دارد رد می کنند. در صورتی که من معتقدم نباید به راحتی از پتانسیل دانشگاه گذشت. البته نباید از این مسأله گذشت که در دانشگاه هم تعصب و اصرار و لجبازی بر سر سنت گرایی و نفی نوآوری وجود دارد که به نظر می رسد دو طرف باید همگرایی را جدی تر دنبال کنند.

مدیریت انجمن های و تشکل های ادبی ضعیف است

هاشم کرونی در ارتباط با تشکل انجمن های و تشکل های ادبی- هنری نیز گفت: کار تشکیلاتی در عرصه ادبیات واقعاً کاری سخت و دشوار است. در این عرصه همه ادعای برتری و ریاست دارند. فکر می کنند اگر کسی مسوول انجمن یا کانون بود یعنی از همه شاعر تر است پس همه به دنبال ریاست تشکیلات هستند، وقتی هم به ریاست می رسند چون کار اجرایی بلد نیستند یا وقت آن را ندارند یا آن را دون شأن خود می دانند عملاً تشکیلات تبدیل به ساختاری فشل می شود. بروید و ببینید سرنوشت انجمن ادب و هنر شیراز که در ابتدای حضور دکتر همافرعزیز در فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس انتخاباتی برگزار کرد چه شد؟ از سوی دیگر گاهی اوقات هم مسوولین، تشکیلات را بر نمی تابند و گاهی هم اعضای تشکیلات ساختارها را نمی شناسند و به آداب کار گروهی آشنا نیستند. مثلاً اتحادیه انجمن های ادبی فارس را که بنده با کمک دوستان راه اندازی کردم و در طول 3 سال 6 همایش بزرگ با حضور شاعران سراسر استان برگزار کرد قربانی همین موارد شد.
وی با اشاره به وضعیت امروزین انجمن های ادبی در فارس گفت: روزگاری هر شب حداقل 2 انجمن و بعضی روزها 3 انجمن شعر در شیراز تشکیل جلسه می داد، اما امروز تعداد تشکل هایی که جلسه هفتگی دارند به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد. گاهی اوقات مسوولین انجمن ها افرادی توانمند نیستند و گاهی اوقات فقط دبیر انجمن توانایی نسبی در عرصه ادبیات دارد. آدم های جدی شعر سراغ این انجمن های نمی روند. کمتر بحث جدی و به درد بخوری در آنها شکل می گیرد. بعضی محافل که در خانه ها تشکیل می شود نیز بیشتر جلسه دید و بازدید است تا محفل جدی ادبی که البته از محافل رسمی به مراتب مفید تر است. از سوی دیگر بنده الان بیش از 2 سال است به اکثر ادارات مراجعه کرده و خواستار مکانی برای تشکیل جلسات انجمن ادبی باران شده ام که مستحضرید از جدی ترین و پیشرو ترین انجمن های بود که علت آن نیز نه شخص من که حضور آدم های جدی ادبیات جوان شیراز در آن بود. اما متأسفانه هیچ اداره ای حاضر به همکاری نشده است. نامه بنده به مدیر کل محترم ارشاد چندین ماه است بی پاسخ مانده است. بعضی ادارات هم می خواهند نظارت ایدئولوژیک داشته باشند که ما زیر بار نمی رویم.

شاعران فارس منفعل هستند

کرونی که تا کنون 4 مجموعه شامل شعر ، گرد آوری شعر و خاطرات داستانی منتشر کرده، درباره فعال بودن شاعران که از پیش شرط های شهر خلاق ادبی بودن می باشد گفت: شاعران فارس بیشتر منفعلند تا فعال. اکثراًَ منتظرند تا به آنها مراجعه شود و خودشان اهل حرکت نیستند. پیران شیراز که در تهران دستی بر آتش دارند دست جوانترها را نمی گیرند. میزان چاپ آثار آنها هم به صورت مجموعه و هم در نشریات بسامد بالایی ندارد. ناشران فارس بیشتر نگاه اقتصادی دارند. من خودم کتاب شعرم را در بوشهر چاپ کردم و کتاب جدیدم را جرأت نمی کنم در شیراز چاپ کنم. این کتاب که " سونامی در بیمارستان " نام دارد، شعرهای تازه مرا در بر می گیرد. به هر حال شاعران جوانی نیز که فعال هستند اکثراً مورد طعنه جشنواره ای بودن قرار می گیرند.

بعضی ها از دیده شدن وقضاوت می هراسند

وی درباره جشنواره های ادبی و محاسن ومعایب آنان گفت: من خودم در جشنواره های زیادی شرکت کرده و رتبه هایی هم کسب کرده ام. اما جشنواره ها با دودسته آدم سر و کار دارند. گروهی که مخالفند و دائم آن را می کوبند و گروهی که موافقند و شرکت می کنند. کمتر کسی را دیده ام ممتنع و بی طرف باشد. اما مخالفان جشنواره ها ، برخی از این افراد اصولاًَ با به قضاوت گذاشتن شعر مخالفند که به آنها حق می دهم. داوری ها کاملاً سلیقه ای است و دایره داوران جشنواره ها محدود. اما همین نفرات می توانند در جشنواره های غیر رقابتی حضور یابند. گروهی دیگر از اینکه شعرشان قضاوت شود واهمه دارند. این قضاوت لزوماً مربوط به داوران نیست. آنها از اینکه مردم و عموم شاعران رودر رو نقدشان کنند می ترسند. عده ای دیگر نیز چون در جشنواره ها موفق نبودند یا فکر می کنند موفق نشوند مخالف جشنواره ها هستند. جالب اینکه مثلاً دوست عزیزی که سابقاً از مخالفان جشنواره های ادبی بود، ازابتدای سال تاکنون در اکثر جشنواره های برگزار شده در استان داوری کرده. یعنی مثلاً تغییر مکان وی در جایگاه اداری- ادبی سبب شده تغییر عقیده دهد و داوری کند . اگر کسی جشنواره را قبول ندارد چگونه می خواهد داوری کند.
کرونی افزود: اما در میان موافقان نیز عده ای صرف جوایز و صله ها و بعد مالی در جشنواره حضور می یابند.عده ای جشنواره را محل رشد و معرفی استعدادهای جوان می دانند که به نظر من هر دو قابل تأمل است. درباره صله هم به قول حافظ :
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید !
اما مشکل آنجاست که عده ای فکر می کنند اگر در جشنواره برگزیده شدند نمره اول شعر کشورهستند حال آنکه نباید فراموش کنیم هیچ جشنواره ای نداریم که لااقل 70 درصد واقعیت های شعر جوان را پوشش دهد و همیشه عده ای قابل توجه غایبند.
وی در رابطه با حواشی جشنواره ها افزود: از کنار همین جشنواره ها، حجم قابل توجهی شعر در عرصه های موضوعی سروده شده است. مثلاً ما درباره حضرت ام البنین در تاریخ شیعه یک شعر هم نداشته ایم اما با برگزاری یک شب شعر عاشورا، یک کتاب شعر در این زمینه چاپ شد.اما ضعف عمده جشنواره ها این است که دایره داوران آن محدود است و رفیق بازی و باند بازی هم در آن وجود دارد. از سوی دیگر نگاه های ایدئولوژیک هم گاهی برداوری ها تأثیر می گذارد. مثلاً امسال برای نخستین بار رسماً اعلام شد در کنگره رها که در شیراز برگزار شد آثار به صورت ایدئولوژیک و محتوایی نیز داوری شده که البته هیچ کسی هم صدایش در نیامد و اعتراض نکرد یعنی اگر داوران شعری را به عنوان شعر برتر انتخاب می کردند، داورانی دیگر بایدتشخیص می دادند آیا این کار با ایدئولوژی نهاد برگزار کننده همخوانی دارد!
من فکر می کنم هیچ کسی تاکنون به خودش اجازه  چنین کاری نداده بود و فکر نمی کنم در این صورت بتوان برگزیدگان برنامه را برگزیدگان جشنواره ای صرفاً ادبی دانست، بلکه آنان برگزیده کنگره عقیدتی – ادبی بودند.

جای نقد و دانش ادبی در روزنامه های فارس خالی است

هاشم کرونی که خود روزنامه نگار است و سردبیری روزنامه ای را در شیراز به عهده داشته پیرامون وضعیت ادبیات در روزنامه های شیراز گفت: متأسفانه اوضاع خیلی مساعد نیست. روزنامه خبر جنوب که خود من هم فعالیت ادبی و هم روزنامه ای ام را از آنجا آغاز کردم اکنون آثار متوسط وضعیتی راچاپ می کنند و من می دانم جناب یزدانپور توانمند تر از این حرف ها هستند. ایشان توانایی آن را دارند که قوی ترین صفحات ادبی را در بیاورند اما شعرهایی که در حال حاضر چاپ می شود کارهایی ضعیف هستند. البته فکر می کنم ایشان فقط از بین شعرهای رسیده کار انتخاب می کنند و حتماً آن کارهای رسیده اشکال دارد، اما به هر حال اما فکر می کنم برای نوقلم ها صفحه هنر و اندیشه کافی باشد و باید نگاه پنج شنبه را به کارهای جدی تر اختصاص داد.
روزنامه عصر مردم که روزگاری به شدت فرهنگی- ادبی بود متأسفانه صفحه شعری به شدت معمولی دارد و دیگر خبری از مباحث جدی ادبی در آن نیست که این هم کمتر از توان ادبی خانم برازجانی است که در ویژه نامه های فصلی نشان داده اند می توانند به مراتب بهتر از این کار کنند و آنان که ایشان را می شناسند می دانند این شاعر خوب شهر ما توان کار جدی دارد.
نیم نگاه نوسان زیادی دارد. جناب ذوالریاستین در نوشته های خویش به سبکی خاص دسته یافته است اما در حوزه شعر، فراز و فرود در صفحات شعری که چاپ می شود دیده می شود.
وی با اشاره به اینکه در سبحان نیز هم اکنون فردی متخصص بر کار شعر نظارت ندارد گفت: در برهه ای از زمان که خانم نیکو مسئولیت صفحه شعر را برعهده داشتند کار به خوبی سامان می گرفت، اما پس از آن در زمانی دیگر شاهد بودیم از برخی نوقلم ها خواسته می شد مثلاً برای هفته جهاد کشاورزی یا حفاظت از محیط زیست شعر بگویند. در دو روزنامه افسانه و تحلیل روز نیز صفحه شعر نداریم. هر چند در برخی ایام بحث های ادبی و تئوریک درحوزه ادبیات در این دو روزنامه به چشم می خورد اما این دو روزنامه نیز کارشان با نوسان روبروست.
کرونی مجله عصر پنجشنبه را نمونه یک تلاش ارزشمند خواند و گفت: باید مسئولین کمک کنند و نگذارند در کار این نشریه مستقل ادبی وقفه ای حاصل شود این نشریه می تواند سند زنده تساهل و نسامح نظام در عرصه ادبیات باشد.هرچند همین نشریه هم جای رشد دارد. زمانی که دبیر اجرایی آن بودم بخش گزارش و خبر را به سردبیر آن پیشنهاد دادم که جناب مندنی پور استقبال کردند. نظم مجله از لحاظ انتشار خیلی خوب شد و حتا آخرین شماره ای را که آنچا بودم به چاپ دوم رسید و امیدوارم جناب کشاورز در اعتلای این مجموعه موفق باشند.
کرونی ضعف مباحث نقد ودانش ادبی را در روزنامه ها چشمگیر خواند و گفت: اتفاق جدی در این عرصه ها در روزنامه های شیراز رخ نمی دهد. خبرنگاری برای مصاحبه با جناب ابوتراب خسروی در نمایشگاه کتاب به ایشان مراجعه کرد و هنوز اسم کتاب ایشان را نمی دانست. چنین فردی چگونه می تواند کار جدی انجام دهد. از سوی دیگر برخی نویسندگان کم بنیه در نشریه ها قلم می زنند و فلان شاعر دست چندم را تاعرش بالا می برند یا مثلا می نویسند حافظ و مولوی و فردوسی از سعدی شاعرتر بوده اند و تصورشان از شاعرتر بودن چیزی در حد متر و کیلو گرم است. از سوی دیگر مثلاً از دوستی نادیده مطالبی خوانده ام که دیده ام ایشان به همه جای ادبیات سرکشی می کنند اما هیچ کدام را تا ژرفا نمی نگرند. و مثلاً فیض عکس گرفتن در جوار دکتر شفیعی کدکنی را به رخ خواننده کشیده اند.
حرمت ها را حفظ کنیم.
هاشم کرونی در پایان شاعران جوان را به حفظ حرمت پیشکسوت ها فراخواند و گفت: البته این بدان معنا نیست که کسی از تیغ نقد مصون است. شعر نمک شناسی بر نمی دارد اما شاعران باید حفظ حرمت کنند.

گفت و گو از خبرنگار ایسنا فرزاد صدری

عکس/ مهدی اقلیمی

شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!

 

 

 

 

***

گفتگوی ۱۱

«هاشم كرونی» شاعر در گفتگو با ایکنا:

 

 ادبيات بايد به سمت استفاده از فرم و ساختار قرآن برود

گروه ادب: استفاده از عبارات قرآنی و نيز تلميح از آيات قرآن در پيشينه ادبی ما وجود دارد اما استفاده از فرم و ساختار قرآن در ادبيات فارسی به چشم نمی‌خورد كه با توجه به حركت‌های نوين در ادبيات معاصر ما، می‌توان به سمت بهره‌گيری از فرم و ساختار قرآن نيز گام برداشت.

«هاشم كرونی» شاعر شيرازی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: همانطور كه در همه‌ علوم مختلف می‌توان از قرآن استفاده كرد، در هنر و ادبيات نيز می‌توان از اين كتاب آسمانی بهره جست. قرآن يك منبع عظيم ادبی است و اگر از منظر متنی به قرآن بنگريم، نمونه بسيار اعلا و قابل تاملی است. زبان آهنگين قرآن و ويژگی‌های انكارناپذير بلاغی قرآن سبب شده، همواره اهل ادب به سمت استفاده از قرآن در آثارشان ميل داشته باشند. اين استفاده گاهی در حوزه معنا و مفهوم؛ گاهی در حوزه فرم و گاهی در حوزه كلام و عبارات است.

اين شاعر و منتقد افزود: به طور كل ماهيت تضمين در ادبيات تغيير كرده است. اين كه ما بخواهيم عبارتی را از متنی ديگر عينا برداريم و با گذاشتن گيومه در دو سمت آن، آن‌را به متن خود منتقل كنيم، در زيبايی‌شناسی شعر امروز، به هيچ عنوان امری خلاقانه محسوب نمی‌شود. آن‌چه در پيشينه ادبی ما وجود دارد بيشتر استفاده از عبارات و كلام قرآنی است و تلميح به مفاهيم قرآن. البته با توجه به حركت‌های نوين در ادبيات ما، می‌شد از فرم و ساختار قرآن هم استفاده كرد كه در شعر معاصر در اين زمينه تلاش‌های كمتری شده است. اما تضمين عبارت‌های قرآنی حجم قابل توجهی از بهره‌وری شاعران از قرآن را تشكيل می‌دهد كه علت آن پتانسيل بالای قرآن از منظر متن است.

او با اشاره به تغيير ماهيت تضمين و تلميح در ادبيات معاصر گفت: شاعر امروز اگر قرار است متن را عينا منتقل كند بايد در قالب ساختار جديد اين كار را انجام دهد؛ مثلا مرحوم «سيد حسن حسينی» مصرع «مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك» را از ساختاری عرفانی، فلسفی اخذ كرده و آن را در «نوشداروی طرح ژنريك» در ساختاری كنايی و طنزآلود به كار برده است.

او در پايان گفت: متاسفانه در تضمين شاعران از قرآن، رويكردهايی اينچنينی كمتر به چشم می‌خورد و امروز نيز با توجه به تغيير زيبايی‌شناختی شعر، تضمين خام هم كمتر مورد استفاده قرار می‌گيرد. البته نبايد فراموش كرد كه بهره‌مندی از قرآن در زمان ما به سمت استفاده از مفاهيم قرآنی رفته است.

*****************

 

گفتگوی ۱۲

گفتگو با هاشم كروني- شاعر ؛

كنگره ها و جشنواره ها بلاي امروز شعر جوانند

اشاره: هاشم كروني (1358/ شيراز) از نام آشناترين شاعران و منتقدان جوان حال حاضر كشور است. وي با وجود اين كه سالهاست سپيد مي سرايد، اما به واسطه تلاشهايش، بيشتر با غزلهايش شناخته شده است.
او پس از مجموعه هاي مختلفي كه از شاعران هم نسل خود جمع آوري كرد، سال گذشته "كلوزآپ از باب اول كتاب مقدس" مجموعه شعر خود را به دست چاپ سپرد.




٭٭٭
آقاي كروني، جريان شعر در سالهاي اخير درگير دگرگوني هايي شد كه يكي از آنها، اتفاقهايي بود كه در غزل رخ داد. در اين باره بگوييد...
جريان غزل امروز در واقع جدا از گذشته غزل نيست. اين اتفاقها ادامه منطقي اتفاقهاي هشتاد سال اخير شعر و ادبيات است. نيما در مباحث و يادداشتهايي كه درباره شعر دارد، راههاي مختلفي را پيش پاي ما باز مي كند و نظرياتي راجع به شعر گذشته ما و غزل دارد كه به نظر من امروزه و با وجود همه نوآوريها در غزل پياده نشده مانده. بعد از نيما، دستاوردهاي شاگردان او در جريانهاي رسمي و تريبون دار و غيررسمي و در حاشيه، علاوه بر تأثير بر شعر آزاد، بر غزل نيز تأثير گذاشت.
پس از انقلاب اسلامي، اين تجربه ها علاوه بر حوزه زبان، در حوزه معنا و محتوا نيز خود را نشان داد. اينها سبب شد شعر امروز كه تنها هشتاد سال از آن مي گذرد، با انبوهي از تجربه ها در حوزه هاي فرم و محتوا روبرو باشد. مجموع اين قضايا بر غزل تأثير گذاشته و غزل ديگرگونه را به وجود آورده است.

اين ديگرگونگي در چه حوزه اي بيشتر خود را نشان مي دهد؟
از مهمترين اين حوزه ها، حوزه محتواست. در گذشته، غزل به عاشقانه سرايي بسيار نزديك بوده است. البته، ما در غزل مشروطه با مضامين سياسي/ اجتماعي نيز روبرو بوده ايم كه بر غزل هم نسلان ما نيز تأثير گذاشته است. ما در غزل هم نسلان خود، علاوه بر بن مايه عاشقانه، شاهد مضامين، مفاهيم و محتواهاي ديگرگونه و مختلفي هستيم كه فكر مي كنم اين از فصل مميزهاي مهم باشد. علاوه بر آن، در فرم و ساختار غزل نيز اتفاقهايي افتاد.
در گذشته، ما غزل را اسير يك فرم و قالب محدود و مشخص مي ديديم. هرگز غزل را از قالب خارج شده و به عنوان يك شكل و فرم نمي ديديم. فكر مي كنم مهمترين اتفاق نيز همين است كه غزل را به عنوان يك فرم ببينيم و نه يك قالب.
اين جاست كه ما شاهد كمتر شدن بعضي از محدوديتها مي شويم. البته، در هر صورت ما در غزل با يكسري محدوديتها مواجه ايم.
اما اين اتفاق با دو فصل مميز بر حوزه هاي فرم و محتوا، غزل امروز را از ديروز مجزا مي كند.

در سالهاي پس از انقلاب در فرم غزل- به گفته شما- شاهد محتواهاي مختلفي بوديم. اين در حالي بود كه بين همين اشعار تنها عده اي علاقه شان را براي آوانگارد نشان دادن خود به رخ مي كشيدند. اين مسأله را در تقابل با صحبتتان چگونه مي بينيد؟
راجع به سؤال شما مي توانم دو نكته را بگويم؛ نخست اينكه جريانهاي مدعي آوانگارديسم در دو دهه اخير اتفاقاً فصل مميز خود را محتوا نمي دانستند، بلكه بيشتر مباحث خود را بر فرم و زبان متمركز مي كردند. البته، عده اي از آنها با پيش كشيدن بحث معناگريزي از سويي ديگر به معنا نگاه مي كردند. دوم اين كه من با اين منظور اين بحث را پيش نكشيدم. تفاوت، در تغيير نگرش به مضامين است. ولي از آن مهمتر، تغيير نگرش ما به غزل به عنوان يك شكل بود نه به عنوان يك قالب محدود و بسته. اگر بخواهيم بسيار ساده بگوييم، غزل امروز شكل را از سنت مي گيرد، تكنيكها را از شعر سپيد و طرز تقطيع شدن خود را از شعر نيمايي.

به نكته خوبي اشاره كرديد. مثلاً همين "معناگريزي" پيش از اين كه هدف باشد، علت ثانويه اي است براي تغيير نگرش به جهان. فرم و محتوا و نوآوري در آنها در بسياري از غزلها به هم آميخته مي شوند. شما اين مسأله را چگونه مي بينيد؟
اين از نقاط قوت شعر امروز است. غزل امروز نه شكل محور است و نه محتوا محور. من فكر مي كنم در هر جا كه در غزل امروز به دقيقه اي برسيم كه نتوانيم فرم و محتوا را از هم جدا كنيم، با يك غزل محكم، خوب و منسجم روبرو شده ايم.

اما به عنوان آخرين بحث، شما به عنوان كسي كه مدتهاست از غزل فاصله گرفته ايد و به نظر مي رسد دغدغه شما نيز شعر سپيد است، علت ترس و وسواس نوقلمان در نزديك شدن به جريانهاي نوي غزل را چه مي بينيد؟
اجازه بدهيد بي پروا بگويم. من فكر مي كنم متأسفانه نسل جوان غزلسراي ما، نسل تنبل و تن پروري است. در عرصه شعر كه از دانستن واهمه دارد و حاضر نيست در اين عرصه طلبه باشد و چون اهل دانستن نيست، بيشتر به راحت الحلقوم ها روي خوش نشان
مي دهد. اين جاست كه مباحث سطحي و سانتيمانتال اين شاعران را بيشتر جذب مي كند. اصلاً نمي خواهم وارد بحث قديمي زني كنار قطار، زني كنار خيابان. دو نيمكت، دو صندلي، يك چاي و... بشوم، زيرا تمام دوستاني كه به طور جدي مشغول كار كردن هستند با اين مقوله ها و سطحي بودنشان آشنا هستند، اما متأسفانه جوانان، بيشتر خود را سرگرم اين مسايل مي كنند. علت اين مسأله هم آن است كه بسياري از اين دوستان، شعر، دغدغه اصلي شان نيست. مسأله ديگر، جشنواره ها و كنگره ها هستند.
شعرهاي كنگره اي و جشنواره اي دارد بد بلايي بر سر شعر معاصر و جوان ما مي آورد. داوران اين كنگره ها در كشور بسيار محدودند. يعني در جناح شعر متعهد، ما شاهد كمتر از ده نفر با حدود سه يا دو نگاه در داوري هستيم و در آن سو تعداد، باز هم محدودتر است و عده اي شخصاً به داوري به عنوان يك فعاليت مي نگرند و نگاه ايشان نيز كاملاً مشخص است. شاعران جوان ما نيز به علت مشكلات مالي، با شناخت دقيق ذهنيت داوران چنان شعر مي گويند كه ايشان بپسندند. اين هم يك واقعيت است كه داوران هرگز آثاري را حايز مقام نمي دانند كه از اشعار خودشان فرا روي كرده باشد. چون انتخاب آنها به معناي قبول كردن پايان خودشان است. اما درباره قسمت دوم سؤالتان بايد بگويم، اين گونه نيست كه دغدغه من از غزل منفك شده باشد. بله! دغدغه سرايش من شعر سپيد است، ولي جريانهاي غزل را پيگيري مي كنم و دوست دارم، چون چند سال از عمرم را در شعر كلاسيك و غزل سپري و تلاش كرده ام هميشه سهمي در مباحث تئوريك غزل داشته باشم.
محمدرضا شالبافان