۱. توریسم و اشتغال
***
*ت- و- ر-ي-س-م
آسیب شناسی صنعت جهانگردی در ایران
*هاشم کرونی
اقتصاد و صادرات در ساليان اخير بيش از گذشته محل توجه صاحبنظران مسوولان و مطبوعات بوده است. اتكاي انكار ناپذير ايران به صادرات نفت و اين واقعيت كه منابع انرژي دير يا زود تمام مي شوند نياز به يافتن جايگزيني مطمئن را در چرخه اقتصادي جامعه بيش از پيش ضروري مي نمايد .
صنايع دستي همچون فرش را مي توان به عنوان كالايي غير نفتي و قابل صدور مطرح كرد اما تجربه نشان داده اولا اين كالا نمي تواند به تنهايي نيازهاي اقتصادي كشور را مرتفع كند ثانيا در سالهاي گذشته در برخي هاي مهم قافيه را به رقباي نه چندان مطرح باخته ايم. از اين نمونه مي توان به اتفاقاتي اشاره كرد كه گبه بافان در راه صدور محصولاتشان به اروپا با آن دست و پنجه نرم كردند. سيل كالاهاي ارزان و البته با كيفيت پايين تر آسياي جنوبي بازار هاي اروپايي را اشغال كرده و از اين رو محصولات با كيفيت بالا و البته گران قيمت تر ايراني در راه بازارياب با مشكل روبرو هستند.
از سوي ديگر برخي محصولات اعلاي ايراني نظير پسته نيز چنين جايگاهي را دارا بوده اند و از آنان به عنوان جايگزين نفت ياد مي شده است اما واقعيت آن است كه اين عرصه نيز حال و روزي بهتر از مورد قبلي ندارد.
پسته نيز بازار جهاني خويش را با مخاطرات فراوان حفظ كرده و البته در برخي موارد نيز آن را از دست داده است . و باز نبايد از ياد ببريم كه اين گروه نيز نمي تواند جايگزين قابل توجهي براي نفت باشد.
اما در اين مورد نيز مثل موارد ديگر بايستي به تجربه ساير كشورها توجه كنيم. كشورهايي همچون امارات متحده عربي كه صاحب چاههاي نفتي است و كشورهايي نظير مالزي يا تركيه .اين كشورها همه در يك مفهوم اشتراك نظر دارند و آن سرمايه گذاري روي مفهومي است كه آن را توريسم يا جهانگردي مي ناميم.
كشوري مانند دبي كه از جاذبههاي تاريخي و طبيعي زيادي نيز برخوردار نيست، تنها در سال گذشته پذيراي 9 ميليون نفر توريست بوده است، از اين تعداد حدود 70 هزار نفر ايراني بودهاند يا تركيه درسال گذشته پذيراي 16 ميليون نفر توريست بوده است كه از اين تعداد 500 هزار نفر از آنها ايراني بودهاند. (1)
اين آمار البته به همين جا ختم نمي شودو نبايد تنها به همين يكي دو كشور اشاره كرد. كشورهاي اسلامي و شرقي به سبب تمدن هاي كهن در اين بخش از هستي بازار خوب و مناسبي جهت جذب گردشگر هستند. تنها در ميان كشورهاى اسلامى، اين مصر، تركيه، مالزى، دوبى و اخيراً كشورهاى آسياى ميانه اند كه سهم زيادى از درآمدهاى توريسم جهان را نصيب خود مى كنند درحالى كه هيچ يك جذابيت هاى متنوع ايران را ندارند.
در مصر توريست هاى آلمانى، ژاپنى و ايتاليايى هر يك صنايع دستى و سمبل هاى بخصوصى را مى خرند و آمريكايى ها همه چيز مى خرند صنعت توريسم حتى در شروع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نيز توانست شش ميليون و چهار صد هزار بازديد كننده را به خود جلب كند. به اين ترتيب حتى تخمين زده مى شود در سال ۲۰۰۴ رقم گردشگران ۱۳۰ درصد بيشتر شود و درآمدها با يك و نيم ميليارد افزايش به پنچ ميليارد و سيصد ميليون دلار برسد. مصرى ها اينك به كانال سوئز به عنوان فرصت نگاه مى كنند.(2)
دوبى از آب و هواى بيابانيش با جمله «استفاده از خورشيد در سراسر سال» ياد مى كند وجالب است كه حتى رفت و آمد توريست ها به اين جزيره در طول ماه هاى تابستان و فستيوال فروش دوبى افزايش مى يابد. تا حدى كه دوبى سال گذشته از ناحيه فروش فوق العاده يك و نيم ميليارد دلار درآمد كسب كرد. توريست ها تنها در تابستان سال گذشته ۹۰ درصد ظرفيت هتل هاى لوكس دوبى را پر كردند. به اين ترتيب دبى با جذب 6/16توريست هاى منطقه اى پس از مصر قرار گرفته كه توانسته است24 درصد توريست هاى خاورميانه راجلب كند(3)
*
اما ايران در اين ميان چه كرده است و چه جايگاهي دارد .حقيقت اين است كه در طول يك دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تمامي توجه مسوولين و مردم معطوف پديده جنگ و دفاع بوده است و همين مساله ما را از انديشيدن به مسايل مهم و در حقيقت زير ساخت هاي اقتصادي و در عين حال فرهنگي باز داشته است .
اين خاصيت جنگ و جوامع درگير با جنگ است كه بايستي همه قوا و توان خويش را صرف جنگ كنند و تازه پس از پايان جنگ و دوره بازسازي فيزيكي شهرها و روستاها ست كه دوران بازسازي زير ساختها آغاز مي شود . ما نيز از اين مساله مستثني نبوده ايم و واقعيت آن است كه در سالهاي اخير توانسته ايم به اين مساله جدي تر بينديشيم.
با اين حال به نظر مي رسد در اين سالها اراده جدي براي جبران فرصتهاي از دست رفته وجود نداشته است.ايران به عنوان يكى از ده كشور اول دنيا از لحاظ آثار باستانى و يكى از پنج سرزمين نخست جهان از نظر جاذبه هاى توريستي و تنوع گونه هاى گياهى و جانورى، تنها يك دو هزارم سهم درآمد توريسم جهان را داراست. صنعت جهانگردي امروز بالاترين سهم را در توليد ناخالص جهاني دارد. و توريسم به يكي از بزرگترين كارفرماهاي دنيا تبديل شده است. از هر شش شغل مهم دنيا يكي در ارتباط با توريسم است(4) اما
از بازار ۷۰۰ ميليون نفرى گردشگري جهان كه پيش بينى مى شود ظرف سالهاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ به بالاى يك ميليارد نفر برسد سهم ايران حتى در جذب گردشگران كشورهاى مسلمان بسياراندك است.
*
ما از نظر جاذبه هاي زيست محيطي امكانات فراواني را در ايران به صورت طبيعي در اختيار داريم. فرصت هاي بي شمار موجود را نبايست به راحتي از دست داد. و بايستي بررسي كرد علت عقب ماندگي ما از كشورهاي رقيب چيست.تركيه و دبي از لحاظ تاريخي با كشور ايران قابل مقايسه نيستند. اما آنها در زمينه جذب توريست سرمايهگذاري كرده و در بهترين دانشگاهها در اين زمينه آموزش ميدهند.
وقتي جهانگرد از كشور همسايه ، تركيه به ايران سفر ميكند با تفاوتهاي فاحشي از تمامي ابعاد
رو به رو ميشود و اين شرايط به هيچ عنوان نميتواند مناسب براي جذب توريست به كشور شود.(5)
در حال حاضر سالانه 7 تا 8 هزار گردشگر ژاپني به ايران سفر ميكنند كه اين تعداد با توجه به جاذبههاي طبيعي و فرهنگي ايران بسيار قابل افزايش است(6) ما از اين مهم غافل مانده اما دبى با ايجاد انواع و اقسام شهربازى، پارك هاى آبى و نيز پذيرايى از نمايندگى هاى كشورهاى مختلف براى خودش جذابيت كاذب ايجاد كرده و مالزى با مقدار كمى جاذبه طبيعى و تجهيزات كامپيوترى خود را به عنوان قطب توريستى مطرح كرده است. حتى كشورى نظير مصر نيز از جذابيت هاى
متنوع بخصوص آب و هوايى نظير آنچه در ايران است برخوردار نيست.
علاوه بر آن ايران زمينه هاي رفاهي قابل تاملي دارد صرف نظر از قيمت بليت هواپيما هزينه اقامت در ايران هم فوق العاده پايين است. گرچه اخيراً با ارائه نرخ هاى دلار ى اين هزينه را پوشش داده اند. ولى باز هم با ۸۰ تا ۱۰۰ دلار مى توان در يك هتل چهار ستاره اقامت كرد كه نسبت به درآمد ۳۰۰ هزار دلارى توريست اروپايى ناچيز است.
*
اما علت چيست؟ مبحثي از اين دست آنقدر مهم است كه بتوان وقتي را جهت آسيب شناسي آن اختصاص داد.شايد عمده ترين دليل همان بود كه نوشتيم. عدم وجود زير ساخت هاي قوي و مناسب علمي هيچ ثمري ندارد جز وضعيت اسف بار فعلي ندارد. .واقعيت انكار ناپذير آن است كه ما در طول ساليان گذشته فاقد يك استراتژي راهبردي و منظم و حساب شده براي توسعه گردشگري بوده ايم كه اين امر بيش از هر چيز معلول ضعف مديريتي نظام گردشگري در جامعه ماست.
طي ربع قرن اخير، ما شاهد يك مديريت هوشمند كه با اين صنعت و اين بخش برخوردعلمي و درست را داشته باشد رو به رو نبودهايم.
طي اين سالها ما به هيچ عنوان نتوانستهايم روندي معقول، منطقي و متناسب ودر خور با اين صنعت را دنبال كنيم و اين به اين دليل است كه ما از صاحبنظران بهره نگرفتهايم. تا وقتي كه مسئولان از صاحبنظران بهره نگيرند، موفق نخواهيم شد توريسم را به كشور بياوريم . بايد مديريتي بر مبناي عناصر صاحب شناخت در اين صنعت سكان را به دست بگيرد و به آموزش و مسايل فرهنگي به طور چشمگيري بپردازد.(7)
به نظر مي رسد مشكل اصلي عدم توسعه گردشگري به موضوع فرهنگي بر مي گردد و آن هم طرز تلقي ما از گردشگر است كه درست تبيين نشده و اگر اين طرز تلقي را اصلاح نكنيم و موانع ذهني را از سر راه برنداريم گردشگري توسعه پيدا نخواهد كرد.
گروه موافق و مخالف توسعه گردشگري هر دو با موانع ذهني مواجه هستند و هر دو معتقد هستند كه گردشگري ناهنجاري هاي اجتماعي و ضايعات فرهنگي دارد، گروه نخست مي گويند ما بايد
ناچارا گردشگري را توسعه دهيم و با توجه به اهميت ارزآوري و اشتغال زايي آن ناهنجاري هاي فرهنگي را تحمل كنيم ولي گروه دوم مي گويند ما هنوز به آن مرحله نرسيده ايم كه ناچار شويم از محل گردشگري ارتزاق كنيم.(8)
اين مسايل و معضلات مديريتي مستقيم و غير مستقيم امر توسعه گردشگري را تحت الشعاع قرار داده است. اينگونه است كه در پروسه اي سياسي آنچه فراموش مي شود اصل مهم توسعه اين مفهوم است و آنچه جهان در پي آن است و ما عقب مانده ايم. نگرشي با پديده گردشگري مشكل فرهنگي دارد و نگرشي همسو معتقد است كه مي توان از گردشگري به مثابه ابزاري جهت تبادل فرهنگ و ارائه داشته هاي انديشگاني و ديني و فكري و مذهبي و حتا انقلابي استفاده كرد. آنها اين مساله را تا بدانجا پيش مي برند كه مي توان انقلاب و مفاهيم آن را با نشان دادن فرهنگ اصيل انقلابي صادر كرد.
فارغ از صحت و سقم اين نظر مي توان مدعي شد حداقل حسني كه اين نظر دارد ايجاد فضاي باز جهت پيشبرد اهداف توسعه طلبانه در حوزه توريسم است.
علي ايحال در چنين حالتي مديران به جاي حل مشكلات به ارائه آمارهايي مي پردازند كه چندان واقعي نيست.
مسئولان خودشان به روشني ميدانند چه آمار نادرستي را ارائه ميدهند و برخي افراد كه از آنها به عنوان توريست نامبرده ميشود، بيشتر همانهايي هستند كه به خرج كشور به ايران دعوت ميشوند.(9)قضيه نيز از اين قرار است كه در طول سال معمولا سمينارها و كنفرانس هاي متعددي با حضور ميهمانان خارجي در كشور برگزار مي شود كه مسوولين اين افراد را نيز به عنوان توريست در آمارهاي رسمي اعلام ميكنند .در حالي كه ازمنظر صنعتي توريسم نمي توان اين افراد را در رده توريست هاي درآمدزا قرار داد.
*
شايد يكي از مهمترين دلايل طرح ادغام سازمانهاي ميراث فرهنگي و ايرانگردي و جهانگردي و تشكيل سازمان گردشگري و ميراث رفع ضعف مديريتي و زير ساختي اين حوزه ها باشد.
با تشكيل وزارتخانه يا سازماني كه از ادغام اين دو مجموعه به ظاهر مجزا تشكيل شده باشد ؛ميتوان اميدوار بود كه از لحاظ دريافت بودجه مناسب و جذب گردشگر در نقاط ديدني كشور با رشد قابل توجهي مواجه شويم. اما اين نگراني همچنان وجود دارد كه با گسترش فعاليت هاي اقتصادي در زمينه هاي فرهنگي ،به اصالت و ارزش هاي دروني آن زمينه ها ضربه بزنيم.(10)و بايد اميدوار بود مسئولان براي توسعهي توريسم، به ميراث فرهنگي به عنوان ابزار نگاه نكنند؛ بلكه بايد ميراث فرهنگي بستر را آماده كند و بخش جهانگردي بتواند در بهره برداري از اين بستر تلاش لازم را انجام دهد.
*
با اين حال علاوه بر مشكلات زيرساختي و مديريتي از برخي مسايل ديگر نمي توان غافل ماند متأسفانه ايران، علي رغم جاذبه هاي فراوان گردشگري، در بين 150 عضو سازمان جهاني توريسم داراي مقام هفتاد و پنجم مي باشد كه اين امر نشان از عدم توجه كافي به چهار اصل اساسي صنعت گردشگري يعني ساختار، آموزش ،فرهنگ و بهداشت است كه بهداشت ،اساسي ترين معضل اين صنعت در كشور ما مي باشد.(11)
در حال حاضر هتلهاي ايران گنجايش لازم و كافي را براي پذيرش بيش از يك ميليون نفر توريست در سال ندارد. به همين دليل اگر ما خواستار افزايش تعداد توريست در ايران هستيم، بايد زيرساختها فراهم شود و امكانات لازم مانند مراكز اقامتي و هتلها نيز افزايش يابد .
ايجاد امنيت و آسايش، فراهم نمودن تسهيلات در زمينه ويزا، گمرك، حمل و نقل، نحوه برخورد صحيح با توريست ، تأسيس رستورانهاي بهداشتي و ارائه غذاهاي سنتي از جمله زيرساختهاي مهم براي جذب توريست است
در اكثر هتلهاي كشورهاي مختلف، بروشورهايي وجود دارد كه رستورانها و مكانهاي تاريخي و ديدني آن كشور را معرفي ميكند. اما متأسفانه در ايران در اين رابطه كاري انجام نشده و عدم معرفي صحيح از بزرگترين نواقص ما در زمينه توريست است.(12)
به هيچ وجه از نظر استاندارد بودن هتلهاي كشور در حد استاندارد هاي بين المللي نيست و هتلهاي درجه پايين كشورهاي ديگر با هتلهاي درجه بالاي ما برابري ميكنند. تسهيلات جهانگردي نيز جوابگوي جهانگردان خارجي نيست.
*
با اين حال به نظر مي رسد بخشي از مشكلات ما ضعف بنيه علمي باشد.استراتژي و راهكاري ملي و البته علمي مي تواند بخش اعظمي از مشكلات ما را حل كند.به عنوان مثال ما دوره دانشگاهي منسجم و قوي و كارا همچون ساير كشورها در زمينه توريسم نداريم يا حتا رشته هاي جزئي تري همچون هتلداري و غيره. رشته هاي موجود نيز كارايي لازم را ندارند.
ما بايد در اين زمينه با همكاري مشاوران خارجي، سازمان جهاني جهانگردي و اساتيد دانشگاهها، هيأتي را تشكيل دهيم تا ايران را به زبانهاي مختلف به جهان معرفي كنيم.
برگزاري سمينارهاي متعدد در رابطه با مشكلات صنعت توريسم ضروري است . در اين سمينارها بايد بخشهاي خصوصي و سازمانهاي ايرانگردي و جهانگردي استانها شركت كرده و هر يك مشكلات و دغدغههاي خود را بازگو كند تا راهكارهاي لازم ارائه شود.
پس از معرفي صحيح ايران، توريستهاي زيادي جذب كشور ميشوند و بخشهاي خصوصي نيز تمايل و رغبت بيشتري براي سرمايهگذاري در زمينه ساخت هتل، مراكز اقامتي و رستورانها و ...خواهند يافت.(13)
*
در پايان مي توان به اين نكته اشاره كرد كه رفع هر ضعف راهكاري جهت توسعه است اما يك پيشنهاد قابل توجه را ما هم ذكر مي كنيم بايد يك شعار ملي گردشگري براي ايران انتخاب شود .زيرا اين امر در تمام دنيا مرسوم است چنانچه وقتي توريستي به كشور اسپانيا وارد ميشود با اين جمله كه " آفتاب بگير و در شنزارها قدم بزن" مواجه ميشود كه نشانگر برخورداري اين كشور از ساحل زيبا است.(14)
......................................................................................
1-خبرگزاري فارس-خبرشماره8304140015- تقي آقايي
1- 2- روزنامه ايران شماره2815ص گزارش حميده احمديان
3- همان
4-روزنامه همشهري شماره2438 ص سخنگاه آزاد- پروانه پرچكاني
5-خبرگزاري دانشجويان ايران-5/12/2003- پرويز ورجاوند
6-
7- ر.ك5
8-خبرگزاري ميراث فرهنگي-24/3/1383- اردشير اروجي
9-ر.ك5
10- خبرگزاري ميراث فرهنگي-20/3/1382- غلامعلي فرجادي
11- خبرگزاري ميراث فرهنگي-5/4/1382- مهران رضا زاده
12و13 و14-ر.ك1
