تبليغاتX
بارووووون
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
گفتگو با ایسنا
هاشم کرونی:کار تشکیلاتی در عرصه ادبیات،کاری سخت و دشوار است
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :15144

1386/9/19
15:05


خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس


شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!

نزدیک شدن به مرز سی سالگی یعنی رسیدن به نیمه راه !
هاشم کرونی، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار شیرازی در سالیان اخیر همواره چهره فعال رخدادهای فرهنگی شیراز بوده است. کتاب چاپ کرده ، انجمن و کانون ادبی راه انداخته و در عرصه مطبوعات نیز تا سردبیری پیش رفته و یکی از جوان ترین سردبیران روزنامه های کشور بوده است.
او این روزها به پژوهش درباره مثنوی روی آورده و کتاب شعرهای جدیدش با نام" سونامی در بیمارستان " را آماده چاپ کرده که گویا این اسم ها هم از عوارض شعر پست مدرن است.
آنچه می خوانید گفتگوی خبرنگار ادبی خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) در فارس پیرامون "آسیب شناسی ادبیات امروز فارس" با این شاعر می باشد.

برخی آثار به ظاهر سپید، در حقیقت کارهایی سنتی هستند

هاشم کرونی در پاسخ به این سوال که پس از گذشت 80 سال از سرایش افسانه و تجربه نیم قرن اخیر موج های گوناگون شعر آزاد، توقع این بود که شعر کلاسیک اقبالی نداشته باشد، اما اینگونه نیست و به نظر شما علت آن چیست، گفت: البته حقیقت آن است که نمی توان گفت شعر کلاسیک وجود ندارد، اما شاید عمده ترین علت این مسأله وجود « منِ مستبد» در نهاد ما و ناخود آگاه جمعی جامعه ماست که با ساختار کلاسیک ادبیات مان همخوانی بیشتری دارد و به این علت که جامعه ما هنوز با تفکر مدرن به سازگاری مطلوب نرسیده، لذا هنوز شکل های کلاسیک و سنتی در ادبیات ما با اقبال مواجه می شوند. البته شاعران به سبب آنکه میل به اندیشیدن و تفکر و روشنفکری دارند، بایستی پشت سر جامعه حرکت نکنند. در عرصه ادبیات امروز، اعم از شاعران مدرن و پست مدرن ( بنا به تعریف های موجود) آنانی کارشان موفق بوده و ارزشمند تلقی شده که شعر و فرم وملزومات آن با درون شان همخوانی داشته باشد و گرنه صرف نوشتن آثاری به شکل پلکانی و بدون وزن از کسی شاعر مدرن نمی سازد و حتا باید بگویم بسیاری از آثار به ظاهر سپید و آزاد ما در حقیقت کارهایی سنتی واپسگرا محسوب می شوند.

شاعران پیشکسوت ما محافظه کارند

وی در ارتباط به علل این مسأله که حتی در میان کلاسیک سرایان، علیرغم جریان هایی نظیر غزل متفاوت، هنوز غزل سنتی رویکرد بیشتری دارد گفت: البته باید ذکر کنم که عنوان غزل متفاوت را برای نخستین بار بنده به این نوآوری ها در غزل اطلاق کردم و وبلاگی نیز برای مباحث تئوریک درباره آن ایجاد کردم، اما حقیقت این است که این نوآوری ها، بیشتر در شعر جوانترها دیده می شود و در محیطی مثل شیراز، شاعران میانسال و پیشکسوت و حتی بخشی از جوانترها، بیش از حد محافظه کارند و از هر گونه نوآوری هراسان. آنان می ترسند در صورت نوآوری وضعیت تثبیت شده ی خویش را در معرض محک و نقد قرار دهند.
کرونی با اشاره به پیشینه نوگرایی در غزل در آثار کسانی همچون نیستانی، منزوی، بهبهانی، بهمنی، پرنگ، پدرام و ذکایی گفت: البته موج تازه نوگرایی در غزل به اویل دهه 70 بر می گردد که در سه نحله شرق/ مرکز و جنوب به صورت همزمان آغاز شد که البته در ابتدا خیلی با کارهای همدیگر آشنا نبودیم. موج جنوب را در شیراز بنده و برخی دوستان راه انداختیم و با آنکه من بعدها دیگر غزل ننوشتم، اما نقد و بررسی این جریان را دامه دادم. ضمناً باید بگویم برخی دوستان نیز که ادعای پیشگای در غزل متفاوت را داشته اند، در صورتی که غزل هایشان علیرغم اینکه کارهای تازه و خوبی هستند، اما ماهیتاً با غزل متفاوت فرق دارند و البته منظورم ارزشگذاری هیچ یک نیست، بلکه معتقدم کارهای آنان گاهی اوقات بیش از آنکه در حیطه غزل متفاوت بگنجد به تجربه های سبک هندی نزدیک است.

عرفان گرایی سطحی به شعر ضربه می زند

وی درباره ریشه یابی این مسایل و رویکردهای سنتی در محیط ادبی شیراز به گونه ای عرفان گرایی کم ژرفا اشاره کرده و گفت: در مقاله ای مجزا به آسیب شناسی این مهم پرداخته ام و ذکر کرده ام که در شیرازگونه ای عرفان گرایی کم ژرفا و حتی سانتی مانتال در میان شاعران رواج دارد- شاعرانی که البته عرفان را نه عملی و نه نظری تجربه نکرده اند- و به تبع این عرفان سطحی، به سمت خیال محوری، آن هم نه به صورت عمقی، بلکه خیال محوری سطحی رفته اند و همانطور که می دانیم خیال کانون ادبیات کلاسیک ماست و به همین سبب شاعران شیراز، حتی جوانترها- در حرکت از خیال به زبان- که کانون ادبیات مدرن و پست مدرن است- تعلل داشته اند.

خط کشی ها و گروه بندی ها بین پیشکسوت ها پر رنگ تر است

کرونی پیرامون این نکته که شاید همزیستی توأمان قالب های کلاسیک و فرم های مدرن و همچنین نحله های فکری مختلف نقطه قوت شعر امروز شیراز نسبت به سایر استانهای همجوار نظیر خوزستان و بوشهر باشد گفت: من هم موافقم اختلاف بین شاعران دو عرصه از سایر استانها کمتر است و شاعران هر دو فضا اجازه تنفس دارند. البته این نکته بیشتر در میان نسل جوان عیان است چنانکه مثلاً در ده برنامه ماندگار که تحت عنوان شبهای شعر فردا در شیراز برگزار کردم جوانان نام آور هر دو عرصه با رعایت احترام متقابل، در عین حفظ مواضع اصولی خویش کنار هم نشستند و از شعر سخن گفتند. حال آنکه در میان پیشکسوت ها این تحمل در کنار هم بودن کمتر دیده می شود.
وی افزود: البته تأثیرات مثبت این قضیه آنجا کمرنگ تر می شود که برخی از پیران و موسفیدهای شعر گونه ای تعصب و پافشاری روی شعر کلاسیک را دنبال می کنند و مانع هر گونه نواندیشی و نوآوری در عرصه شعر و ادب هستند. جوانترها و تازه واردهای عرصه شعر نیز گاهی پشت سر این حضرات راه می افتند و چند سال از عمر ادبی شان را هدر می دهند.
این شاعر و روزنامه نگار شیرازی پیرامون تأثیر این مسأله و تنوع بر عدم همگرایی شاعران گفت: همانگونه که اشاره کردم علی الخصوص در میان موسفیدهای شعر این جریان نمود دارد و خط کشی ها بسیار پر رنگ است. کلاسیک سراها نوآوری ها را ارتداد ادبی می دانند و نوسراها، کلاسیک سرایی را نمود تحجر و واپس گرایی، لذا زیر ساخت مناسبی برای گفتمان بین این دو گروه وجود ندارد و ما همواره شاهد صف کشی و گروه بندی میان این دو طیف به صورت کلی بوده ایم. این البته جدای از جناح بندی های سیاسی و ایدئولوژیک میان شاعران فارسی است و همچنین باید به این نکته اشاره کنم که این مسأله در میان شاعران جوان شدت وحدّت بزرگترها را ندارد. هر چند متاسفانه با افزایش سن جوانترها آنها هم دچار این مشکل شده اند.

رسانه ها و تریبون ها حق جوانتر ها را ادا نمی کنند

او در پاسخ به سوالی پیرامون علل این مسأله که در شیراز بر خلاف برخی نقاط دیگر پیران و پیشکسوتان پرچمدار شعر هستند و جوانان به دایره و حصار آنها راه ندارند گفت: من البته به تقسیم بندی های اینچنینی برای شعر چندان اهمیت نمی دهم، پیران و جوانان را در حاشیه شعر تقسیم یافته می بینم اما در متن شعر پرچمداری می تواند بر عهده شاعر پیشرو باشد، خواه پیر و خواه جوان. اما حقیقت این است که در شیراز پدر خوانده های ادبی همواره سعی در بسط و گسترش سلطه خویش دارند و به هیچ وجه از موضع خویش کوتاه نمی آیند. از سوی دیگر جوانترها می خواهند خودی نشان دهند. با این همه رسانه ها و تریبون ها ی شیراز نقش مهمی در این جریان دارند آنان سپیدی و احیاناً بلندی مو را ملاک شاعری می دانند و یا ریش و سبیل های آنچنانی و تصور می کنند اگر یک نفر قیافه ای معمولی داشته باشد و یا جوان باشد نمی تواند شاعری برجسته باشد. افکار عمومی را رسانه ها هدایت می کنند و اینگونه است که پنداشته می شود پرچمدار حقیقی شعر امروز پیران قوم هستند. هر چند من معتقدم رعایت حرمت موسفید ها لازم است و نباید فراموش کرد اصل برای ما شعر خوب است خواه از شاعری پیشکسوت و خواه از شاعری جوان.

جریان شناسی شعر را جدی نمی گیریم

کرونی پیرامون این مسأله که چرا جریان شناسی شعر در شیراز چندان جدی گرفته نشده اظهار داشت: البته در این زمینه تلاش هایی شده است حتی بنده طرح سلسله جلسات، جریان شناسی شعر امروز ایران، را با رویکردی پژوهشی تهیه و ارائه کردم اما هیچ کدام از نهادها در حوزه اجرای این طرح حمایت عملی ای از آن نداشته اند. اما در میان شاعران می پذیرم که شناخت از رویدادها و جریان های ادبی چندان جدی نیست. مثلاً برخی از شاعران حتی پیشکسوت ها، هنوز که هنوز است هر شعر بی وزنی را زیر عنوان شعر نو شناخته و همه را در یک راستا قرار می دهند در صورتی که مسأیه به این صورت نیست و در میان همین شعر های نو ده ها جریان در طول این 80 سال بروز و ظهور داشته اند و نمی توان و نباید همه آنها را به یک زیبایی شناسی مورد بررسی قرار داد. در این زمینه شاید جالب ترین اتفاقی که دیده ام محصول همفکری شاپور جورکش، علی باباجاهی و شمس آقاجانی بود در دوره پنجم کنگره سراسری شعر و قصه جوان در هرمزگان که به جای انتخاب نفرات برتر به صورت اول تا سوم در حوزه شعر آزاد، چهار نفر مشترکاً اول شدند و رتبه دوم تا چهارم وجود نداشت. در توجیه این کار هم اعلام شد که ما 4 جریان اصلی شعر نو را در میان این کارها یافتیم که با هم تفاوت داشتند. لذا از هر جریان برترین کار را انتخاب کردیم.
وی افزود: البته از این دست اتفاق های خوب کمتر رخ می دهد و در حوزه ادبی شیراز شاعران شناخت کمتری از جریان های ادبی دارند. برخی هنوز فکر می کنند هر نو آوری را می توان در حوزه اتفاقات دهه 40 و 50 خلاصه کرد و برخی دیگر همه شعرهای آزاد شاعران جوان را شعر پست مدرن می نامند و این به دلیل کمبود بنیه مطالعاتی و نگاه نقادانه در میان شاعران است.

دانش ادبی شاعران ضعیف است

هاشم کرونی پیرامون ریشه یابی ضعف نقد در فارس گفت: این مشکل 2 بخش عمده دارد. نخست آنکه نگاه نقادانه و خرد ورزی انتقادی در میان شاعران این دیار کمرنگ است. شاعران ما عمدتاً فاقد بینش و دانش عمیق تئوریک ادبی هستند. آنان عمدتاً علاقه ای به مطالعه ندارند و متأسفانه نمودار دانش ادبی رو به نزول است.
مثلاً شاعران دوره قبل از ما به هر حال هم می خواندند و هم اهل نوشتن بودند، و لو از منظر قوت و قدرت این کارها فراز و فرود داشت. دوره ما، بیشتر می خواندیم و البته کمتر می نوشتیم، اما شاعران دوره پس از ما که الان دارد وارد عرصه ادبیات می شود نه اهل خواندن است و نه اهل نوشتن، نه می خواند و نه می نویسد. تنها به نوشتن شعر، آن هم بعضاً از روی دست همدیگر دل خوش هستند.
وی ادامه داد: البته لزوماً هر شاعری قرار نیست منتقد باشد و دانش تئوریک سطح بالایی باشد، اما بالاخره هر کس بایستی در حوزه شعر مطالعاتی داشته باشد و از تجربه های دیگران با اطلاع داشته باشد. مثلاً در متون ابتدای تاریخ ادب فارسی می خوانیم که هر کس قرار است شاعر باشد باید 20 هزار بیت شعر حفظ کند. این مسأله بیش از هر چیز به این معناست که شاعر باید مطالعه کند. باید اقلاً همین 20 هزار بیت را می خواندند تا آن را حفظ می کردند.
این شاعر شیرازی مشکل دوم این عرصه را فقدان منتقدان ادبی در فارس دانست و گفت: اگر چه کسانی مانند جناب دستغیب که از منتقدان نام آشنای معاصرند در شیراز حضور دارند یا در میان دوستان نسل بعد از ایشان آقای عامری هم از شیراز شروع کردند یا شهریار مندنی پور و شاپور جورکش و مسعود طوفان هر کدام در حوزه دانش ادبی در شیراز تأثیر گذار بوده اند اما نباید فراموش کرد که هیچ وقت ما حرکتی منسجم و جدی را در عرصه نقد ادبی در شیراز نداشتیم. گو اینکه در برهه ای مثلاً روشنا ورجاوند کارگاه سنجه آفرینش های هنری راه انداخته بود، اما از دل آن کارگاه هم منتقدی جدی و پیگیر وارد عرصه ادبیات نشد، به طور کلی نقد ادبی کاری مشکل است و باید برای آن وقت گذاشت. لذا اقبال به آن کمتر است، زیرا اینجا اکثراً می خواهند هر چیزی را به آسانی به دست بیاورند.

شعر فن نیست اما تجربه قابل انتقال است


کرونی پیرامون ضعف جنبه های تعلیمی شعر در شیراز اظهار داشت: البته یادمان نرود شعر فن نیست که به تمامی قابل تعلیم و تعلم باشد، اما فن دارد. بخش عمده شعر مرهون ذوق و « آنِ» درونی شاعر است و گرنه اگر قرار بود به سبب تعلیم شعر، شاعر تربیت شود بایستی اساتید و دکترهای دانشکده ادبیات در شعر گفتن سر آمد همه باشند، چرا که بیش از همه در این عرصه فعال بوده اند. اما می توان به این مسأله از منظری دیگر نگاه کرد. هر شاعر تجربه هایی دارد و حیف است از این عمر کوتاه که آن را صرف دوباره تجربه کردن مسایل تکراری کنیم. پس می توان در کلاس هایی این تجربه ها و البته فنون عمومی شعر را منتقل کرد، اما نباید توقع داشت با شرکت در چنین کلاسی و گذراندن مثلاً چند دوره، شاعر شویم و فارغ التحصیل مثلاً کلاس پنجم این دوره ها از فارغ التحصیل کلاس سوم شاعر تر باشد.


شاعران و دانشگاهیان باید به سمت همگرایی حرکت کنند


وی در ادامه بحث تعلیم و تعلم ادبی با اشاره به دانشکده ادبیات و ادبیات آکادمیک گفت: من معتقدم در این بحث هر دو سمت مقصر هستیم. هم دانشگاه مقصر است که در قبال هر گونه نو آوری، به شدت محافظه کارانه برخورد می کند و حتی برخی نوآوری ها که جناب دکتر حسن لی پیگیر آن بودند هنوز در دانشکده ادبیات شیراز اجرایی نشده، است و هم ما شاعران مقصریم که سعی نکرده ایم این گسل و شکاف را پر کنیم. به خاطر دارم زمانی جناب دکتر رستگار را برای شرکت در همایش شاعران جوان به فسا دعوت کردیم و ایشان که قاعدتاً باید به ادبیات کلاسیک علاقه مند تر از جریان های شعر نو باشند، قریب نیم ساعت در سخنانشان راجع به یکی از کارهای سپید بنده صحبت کردند. ما، علی الخصوص ما جوانترها نباید توقع داشته باشیم اساتید دانشگاه سراغمان بیایند. چرا ما به سراغ آنها نرویم. بعضاً فضای اطراف آنان به گونه ای بوده که تجربه های تازه، علی الخصوص تجربه های نسل ما را کمتر خوانده اند، می توانیم با حضور در جمع آنان این مسأله را حل کنیم و فرصتی برای آنان فراهم کنیم تا با تجربه های ما آشنا شوند. ضمن آنکه بسیاری از شاعران جوان به سبب رخوت و سستی، چون حوصله خواندن متون کلاسیک را ندارند، به یکباره همه آنچه را در دانشگاه جریان دارد رد می کنند. در صورتی که من معتقدم نباید به راحتی از پتانسیل دانشگاه گذشت. البته نباید از این مسأله گذشت که در دانشگاه هم تعصب و اصرار و لجبازی بر سر سنت گرایی و نفی نوآوری وجود دارد که به نظر می رسد دو طرف باید همگرایی را جدی تر دنبال کنند.

مدیریت انجمن های و تشکل های ادبی ضعیف است

هاشم کرونی در ارتباط با تشکل انجمن های و تشکل های ادبی- هنری نیز گفت: کار تشکیلاتی در عرصه ادبیات واقعاً کاری سخت و دشوار است. در این عرصه همه ادعای برتری و ریاست دارند. فکر می کنند اگر کسی مسوول انجمن یا کانون بود یعنی از همه شاعر تر است پس همه به دنبال ریاست تشکیلات هستند، وقتی هم به ریاست می رسند چون کار اجرایی بلد نیستند یا وقت آن را ندارند یا آن را دون شأن خود می دانند عملاً تشکیلات تبدیل به ساختاری فشل می شود. بروید و ببینید سرنوشت انجمن ادب و هنر شیراز که در ابتدای حضور دکتر همافرعزیز در فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس انتخاباتی برگزار کرد چه شد؟ از سوی دیگر گاهی اوقات هم مسوولین، تشکیلات را بر نمی تابند و گاهی هم اعضای تشکیلات ساختارها را نمی شناسند و به آداب کار گروهی آشنا نیستند. مثلاً اتحادیه انجمن های ادبی فارس را که بنده با کمک دوستان راه اندازی کردم و در طول 3 سال 6 همایش بزرگ با حضور شاعران سراسر استان برگزار کرد قربانی همین موارد شد.
وی با اشاره به وضعیت امروزین انجمن های ادبی در فارس گفت: روزگاری هر شب حداقل 2 انجمن و بعضی روزها 3 انجمن شعر در شیراز تشکیل جلسه می داد، اما امروز تعداد تشکل هایی که جلسه هفتگی دارند به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد. گاهی اوقات مسوولین انجمن ها افرادی توانمند نیستند و گاهی اوقات فقط دبیر انجمن توانایی نسبی در عرصه ادبیات دارد. آدم های جدی شعر سراغ این انجمن های نمی روند. کمتر بحث جدی و به درد بخوری در آنها شکل می گیرد. بعضی محافل که در خانه ها تشکیل می شود نیز بیشتر جلسه دید و بازدید است تا محفل جدی ادبی که البته از محافل رسمی به مراتب مفید تر است. از سوی دیگر بنده الان بیش از 2 سال است به اکثر ادارات مراجعه کرده و خواستار مکانی برای تشکیل جلسات انجمن ادبی باران شده ام که مستحضرید از جدی ترین و پیشرو ترین انجمن های بود که علت آن نیز نه شخص من که حضور آدم های جدی ادبیات جوان شیراز در آن بود. اما متأسفانه هیچ اداره ای حاضر به همکاری نشده است. نامه بنده به مدیر کل محترم ارشاد چندین ماه است بی پاسخ مانده است. بعضی ادارات هم می خواهند نظارت ایدئولوژیک داشته باشند که ما زیر بار نمی رویم.

شاعران فارس منفعل هستند

کرونی که تا کنون 4 مجموعه شامل شعر ، گرد آوری شعر و خاطرات داستانی منتشر کرده، درباره فعال بودن شاعران که از پیش شرط های شهر خلاق ادبی بودن می باشد گفت: شاعران فارس بیشتر منفعلند تا فعال. اکثراًَ منتظرند تا به آنها مراجعه شود و خودشان اهل حرکت نیستند. پیران شیراز که در تهران دستی بر آتش دارند دست جوانترها را نمی گیرند. میزان چاپ آثار آنها هم به صورت مجموعه و هم در نشریات بسامد بالایی ندارد. ناشران فارس بیشتر نگاه اقتصادی دارند. من خودم کتاب شعرم را در بوشهر چاپ کردم و کتاب جدیدم را جرأت نمی کنم در شیراز چاپ کنم. این کتاب که " سونامی در بیمارستان " نام دارد، شعرهای تازه مرا در بر می گیرد. به هر حال شاعران جوانی نیز که فعال هستند اکثراً مورد طعنه جشنواره ای بودن قرار می گیرند.

بعضی ها از دیده شدن وقضاوت می هراسند

وی درباره جشنواره های ادبی و محاسن ومعایب آنان گفت: من خودم در جشنواره های زیادی شرکت کرده و رتبه هایی هم کسب کرده ام. اما جشنواره ها با دودسته آدم سر و کار دارند. گروهی که مخالفند و دائم آن را می کوبند و گروهی که موافقند و شرکت می کنند. کمتر کسی را دیده ام ممتنع و بی طرف باشد. اما مخالفان جشنواره ها ، برخی از این افراد اصولاًَ با به قضاوت گذاشتن شعر مخالفند که به آنها حق می دهم. داوری ها کاملاً سلیقه ای است و دایره داوران جشنواره ها محدود. اما همین نفرات می توانند در جشنواره های غیر رقابتی حضور یابند. گروهی دیگر از اینکه شعرشان قضاوت شود واهمه دارند. این قضاوت لزوماً مربوط به داوران نیست. آنها از اینکه مردم و عموم شاعران رودر رو نقدشان کنند می ترسند. عده ای دیگر نیز چون در جشنواره ها موفق نبودند یا فکر می کنند موفق نشوند مخالف جشنواره ها هستند. جالب اینکه مثلاً دوست عزیزی که سابقاً از مخالفان جشنواره های ادبی بود، ازابتدای سال تاکنون در اکثر جشنواره های برگزار شده در استان داوری کرده. یعنی مثلاً تغییر مکان وی در جایگاه اداری- ادبی سبب شده تغییر عقیده دهد و داوری کند . اگر کسی جشنواره را قبول ندارد چگونه می خواهد داوری کند.
کرونی افزود: اما در میان موافقان نیز عده ای صرف جوایز و صله ها و بعد مالی در جشنواره حضور می یابند.عده ای جشنواره را محل رشد و معرفی استعدادهای جوان می دانند که به نظر من هر دو قابل تأمل است. درباره صله هم به قول حافظ :
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید !
اما مشکل آنجاست که عده ای فکر می کنند اگر در جشنواره برگزیده شدند نمره اول شعر کشورهستند حال آنکه نباید فراموش کنیم هیچ جشنواره ای نداریم که لااقل 70 درصد واقعیت های شعر جوان را پوشش دهد و همیشه عده ای قابل توجه غایبند.
وی در رابطه با حواشی جشنواره ها افزود: از کنار همین جشنواره ها، حجم قابل توجهی شعر در عرصه های موضوعی سروده شده است. مثلاً ما درباره حضرت ام البنین در تاریخ شیعه یک شعر هم نداشته ایم اما با برگزاری یک شب شعر عاشورا، یک کتاب شعر در این زمینه چاپ شد.اما ضعف عمده جشنواره ها این است که دایره داوران آن محدود است و رفیق بازی و باند بازی هم در آن وجود دارد. از سوی دیگر نگاه های ایدئولوژیک هم گاهی برداوری ها تأثیر می گذارد. مثلاً امسال برای نخستین بار رسماً اعلام شد در کنگره رها که در شیراز برگزار شد آثار به صورت ایدئولوژیک و محتوایی نیز داوری شده که البته هیچ کسی هم صدایش در نیامد و اعتراض نکرد یعنی اگر داوران شعری را به عنوان شعر برتر انتخاب می کردند، داورانی دیگر بایدتشخیص می دادند آیا این کار با ایدئولوژی نهاد برگزار کننده همخوانی دارد!
من فکر می کنم هیچ کسی تاکنون به خودش اجازه  چنین کاری نداده بود و فکر نمی کنم در این صورت بتوان برگزیدگان برنامه را برگزیدگان جشنواره ای صرفاً ادبی دانست، بلکه آنان برگزیده کنگره عقیدتی – ادبی بودند.

جای نقد و دانش ادبی در روزنامه های فارس خالی است

هاشم کرونی که خود روزنامه نگار است و سردبیری روزنامه ای را در شیراز به عهده داشته پیرامون وضعیت ادبیات در روزنامه های شیراز گفت: متأسفانه اوضاع خیلی مساعد نیست. روزنامه خبر جنوب که خود من هم فعالیت ادبی و هم روزنامه ای ام را از آنجا آغاز کردم اکنون آثار متوسط وضعیتی راچاپ می کنند و من می دانم جناب یزدانپور توانمند تر از این حرف ها هستند. ایشان توانایی آن را دارند که قوی ترین صفحات ادبی را در بیاورند اما شعرهایی که در حال حاضر چاپ می شود کارهایی ضعیف هستند. البته فکر می کنم ایشان فقط از بین شعرهای رسیده کار انتخاب می کنند و حتماً آن کارهای رسیده اشکال دارد، اما به هر حال اما فکر می کنم برای نوقلم ها صفحه هنر و اندیشه کافی باشد و باید نگاه پنج شنبه را به کارهای جدی تر اختصاص داد.
روزنامه عصر مردم که روزگاری به شدت فرهنگی- ادبی بود متأسفانه صفحه شعری به شدت معمولی دارد و دیگر خبری از مباحث جدی ادبی در آن نیست که این هم کمتر از توان ادبی خانم برازجانی است که در ویژه نامه های فصلی نشان داده اند می توانند به مراتب بهتر از این کار کنند و آنان که ایشان را می شناسند می دانند این شاعر خوب شهر ما توان کار جدی دارد.
نیم نگاه نوسان زیادی دارد. جناب ذوالریاستین در نوشته های خویش به سبکی خاص دسته یافته است اما در حوزه شعر، فراز و فرود در صفحات شعری که چاپ می شود دیده می شود.
وی با اشاره به اینکه در سبحان نیز هم اکنون فردی متخصص بر کار شعر نظارت ندارد گفت: در برهه ای از زمان که خانم نیکو مسئولیت صفحه شعر را برعهده داشتند کار به خوبی سامان می گرفت، اما پس از آن در زمانی دیگر شاهد بودیم از برخی نوقلم ها خواسته می شد مثلاً برای هفته جهاد کشاورزی یا حفاظت از محیط زیست شعر بگویند. در دو روزنامه افسانه و تحلیل روز نیز صفحه شعر نداریم. هر چند در برخی ایام بحث های ادبی و تئوریک درحوزه ادبیات در این دو روزنامه به چشم می خورد اما این دو روزنامه نیز کارشان با نوسان روبروست.
کرونی مجله عصر پنجشنبه را نمونه یک تلاش ارزشمند خواند و گفت: باید مسئولین کمک کنند و نگذارند در کار این نشریه مستقل ادبی وقفه ای حاصل شود این نشریه می تواند سند زنده تساهل و نسامح نظام در عرصه ادبیات باشد.هرچند همین نشریه هم جای رشد دارد. زمانی که دبیر اجرایی آن بودم بخش گزارش و خبر را به سردبیر آن پیشنهاد دادم که جناب مندنی پور استقبال کردند. نظم مجله از لحاظ انتشار خیلی خوب شد و حتا آخرین شماره ای را که آنچا بودم به چاپ دوم رسید و امیدوارم جناب کشاورز در اعتلای این مجموعه موفق باشند.
کرونی ضعف مباحث نقد ودانش ادبی را در روزنامه ها چشمگیر خواند و گفت: اتفاق جدی در این عرصه ها در روزنامه های شیراز رخ نمی دهد. خبرنگاری برای مصاحبه با جناب ابوتراب خسروی در نمایشگاه کتاب به ایشان مراجعه کرد و هنوز اسم کتاب ایشان را نمی دانست. چنین فردی چگونه می تواند کار جدی انجام دهد. از سوی دیگر برخی نویسندگان کم بنیه در نشریه ها قلم می زنند و فلان شاعر دست چندم را تاعرش بالا می برند یا مثلا می نویسند حافظ و مولوی و فردوسی از سعدی شاعرتر بوده اند و تصورشان از شاعرتر بودن چیزی در حد متر و کیلو گرم است. از سوی دیگر مثلاً از دوستی نادیده مطالبی خوانده ام که دیده ام ایشان به همه جای ادبیات سرکشی می کنند اما هیچ کدام را تا ژرفا نمی نگرند. و مثلاً فیض عکس گرفتن در جوار دکتر شفیعی کدکنی را به رخ خواننده کشیده اند.
حرمت ها را حفظ کنیم.
هاشم کرونی در پایان شاعران جوان را به حفظ حرمت پیشکسوت ها فراخواند و گفت: البته این بدان معنا نیست که کسی از تیغ نقد مصون است. شعر نمک شناسی بر نمی دارد اما شاعران باید حفظ حرمت کنند.

گفت و گو از خبرنگار ایسنا فرزاد صدری

عکس/ مهدی اقلیمی

شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!
شعر شیراز در سیطره پدر خوانده های ادبی!

 

 

 

 

***

۵ مطلب آخر وبلاگ

20آبان86- نوشتن از قیصر

8 آبان 86-ناگهان چقدر زود...

14مهر86- اسم تو

15 شهریور 86- چشم اسفندیار

7مرداد86-لی لی

نوشته شده توسط هاشم کرونی در 16:28 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سیزدهم آذر 1385
جشنواره شعر فجر

گفتگو با مهر پیرامون جشنواره شعر فجر

 

تهران:۱۱:۴۹ ,  ۱۳۸۵/۰۹/۱۲


/ " سیمرغ فجر " در آفاق شعر امروز - 68 /
همه طیف ها و جریانات ادبی باید به جشنواره شعر فجر دعوت شوند
هاشم کرونی - شاعر جوان ، گفت : اگر جشنواره بین المللی شعر فجر بخواهد همه شمولی خود را حفظ کند و پایدار بماند ، چاره ای ندارد جز آنکه همه طیف ها و جریانات و اتفاقات ادبی را پوشش بدهد .

این شاعرمعاصردرگفتگو با خبرنگار مهر، با بیان این مطلب افزود : جشنواره های مشابهی در ایام دهه فجر برگزار می ود مانند جشنواره فیلم و تئاتر فجر و ... که باید از آنها الگو گرفت ، کما اینکه وعده هایی در رابطه جشنواره شعر فجر داده شده و استقبالی هم از سوی طیف های مختلف صورت گرفته است .

هاشم کرونی تصریح کرد : در این کار باید نگاهمان را به مقوله شعر و جشنواره وسیع تر کنیم ، انبوهی از جشنواره های خرد و کوچک که در سالهای اخیربه وجود آمده که باعث شده که توقع ها از جشنواره ها کم شود و ما به مقوله شعر و جشنواره های آن خیلی دم دستی نگاه کنیم ، این جشنواره بزرگ باید مانند جشنواره فیلم فجر که آیینه تمام نمای یک سال سینمای ایران است ، آیینه تمام نمای یک سال شعر ما باشد . 

وی یاد آور شد : ده ها برنامه در دهه فجر برای فجر برگزار می شود از مسابقات ورزشی و سینما و تئاتر و .. و هیچ کدام از این برنامه ها لزوما به موضوع انقلاب اختصاص ندارند . رمز مانایی و کارایی جشنواره فجردر همه شمولی آن خواهد بود ، البته انقلاب گونه مهمی از ادبیات ماست که در این سه ده اخیر جایگاه برجسته ای داشته و باید جایگاه ویژه ای هم در این جشنواره داشته باشد اما اینکه برنامه صرفا به موضوع انقلاب اختصاص داشته باشد که تنها بخشی از ادبیات ما را پوشش می دهد کار مناسبی نیست که در نتیجه بعد از چند سال هم به تکرار مکررات منتهی خواهد شد .

این شاعردرخصوص حضورشاعران جوان درکنارپیشکسوتان درجشنواره شعر فجر، گفت : اگرادبیات را در نظرداشته باشیم ، جوان و پیشکسوت معنایی ندارد ، ما باید ادبیات را فارغ ازهمه قید و بندها بدانیم ، البته در نمونه های مشابه مثلا جشنواره فیلم فجر، به کارگردانهایی که اولین فیلمشان را ارائه داده اند جوایزی تعلق می گیرد که ما هم می توانیم جوایز ویژه و یا تندیس های ویژه ای رابه جوانترها اختصاص دهیم .

هاشم کرونی درپایان با بیان اینکه جشنواره بین المللی شعر فجر قطعا بر شعر و ادبیات ایران موثر است و باید آیینه تمام نمای یک سال شعرما باشد ، خاطرنشان کرد : اگربخواهیم جشنواره را ازنظر موضوعی طبقه بندی کنیم ، پیشرفتی درکارحاصل نخواهد شد و حتی آن را محدود نیزمی کنیم . باید ادبیات را فارغ از این مسائل سنجید و نباید شخصی به خاطر پیشکسوت بودنش امتیاز ویژه ای را داشته باشد و یا جوانترها به علت جوانی از امتیازاتی محروم باشند ، باید در جشنواره شعر فجر ادبیت و ادبیات مورد سنجش قرار گیرد .


نوشته شده توسط هاشم کرونی در 12:31 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385
گفتگو با ایلنا و دو لینک

هاشم كروني : جشنواره‌‏هاي شعر جوان بلاي جان شعر جوان هستند
تهران- خبرگزاري كار ايران

برگزاري جشنواره‌ ادبي توسط نهادها و سازمان هايي چون سازمان آب و فاضلاب و سازمان هاي ديگر , مثل اين است كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، كنفرانس تخصصي زندگي آبزيان را برگزار كند.
"هاشم كروني" در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ،درباره جشنواره‌‏ها و جوايز ادبي گفت‌‏:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هاشم کرونی در 1:0 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام بهمن 1384
گفتگو با ایسنا
هاشم كروني:
با فضا دادن به گونه‌هاي نامطبوع شعر، مردم از آن فاصله مي‌گيرند

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1384/11/30
02-19-2006
10:58:20
8411-16812: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

شعر در جهان امروز كاركردي را كه در دنياي ديروز داشت، ندارد و به اين دليل ديگر با اقبال عامه مواجه نمي‌شود.

هاشم كروني با بيان اين مطلب در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با يادآوري اين نكته كه در گذشته شعر، يك رسانه بود، گفت:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هاشم کرونی در 17:10 | | لینک به این مطلب
سه شنبه ششم دی 1384
كنگره ها و جشنواره ها بلاي شعر جوان امروزند
سلام .

چندی پیش محمد رضا شالبافان را در حاشیه ی جشنواره ی شعر امام رضا " علیه سلام " در شیراز دیدم . یک ساعتی در تالار حافظ شیراز بودم و نیم ساعت از آن را به قدم زدن با شالبافان و گپ و گفتی بدون آمادگی اختصاص دادیم . آنچه در ادامه می خوانید حاصل همان گفتگوست که در روزنامه ی قدس امروز ۶ دی ماه منتشر شده است. هر چند به سبب عدم آمادگی قبلی حرفهایم جامع نیست اما می تواند مدخل خوبی برای بحثی در ادامه ی مباحث مطرح شده پیرامون غزل امروز باشد. همراه هم باشیم...

***

آقاي كروني، جريان شعر در سالهاي اخير درگير دگرگوني هايي شد كه يكي از آنها، اتفاقهايي بود كه در غزل رخ داد. در اين باره بگوييد...


جريان غزل امروز در واقع جدا از گذشته غزل نيست. اين اتفاقها ادامه منطقي اتفاقهاي هشتاد سال اخير شعر و ادبيات است. نيما در مباحث و يادداشتهايي كه درباره شعر دارد، راههاي مختلفي را پيش پاي ما باز مي كند و نظرياتي راجع به شعر گذشته ما و غزل دارد كه به نظر من امروزه و با وجود همه نوآوريها در غزل پياده نشده مانده. بعد از نيما، دستاوردهاي شاگردان او در جريانهاي رسمي و تريبون دار و غيررسمي و در حاشيه، علاوه بر تأثير بر شعر آزاد، بر غزل نيز تأثير گذاشت.
پس از انقلاب اسلامي، اين تجربه ها علاوه بر حوزه زبان، در حوزه معنا و محتوا نيز خود را نشان داد. اينها سبب شد شعر امروز كه تنها هشتاد سال از آن مي گذرد، با انبوهي از تجربه ها در حوزه هاي فرم و محتوا روبرو باشد. مجموع اين قضايا بر غزل تأثير گذاشته و غزل ديگرگونه را به وجود آورده است.

اين ديگرگونگي در چه حوزه اي بيشتر خود را نشان مي دهد؟


از مهمترين اين حوزه ها، حوزه محتواست. در گذشته، غزل به عاشقانه سرايي بسيار نزديك بوده است. البته، ما در غزل مشروطه با مضامين سياسي/ اجتماعي نيز روبرو بوده ايم كه بر غزل هم نسلان ما نيز تأثير گذاشته است. ما در غزل هم نسلان خود، علاوه بر بن مايه عاشقانه، شاهد مضامين، مفاهيم و محتواهاي ديگرگونه و مختلفي هستيم كه فكر مي كنم اين از فصل مميزهاي مهم باشد. علاوه بر آن، در فرم و ساختار غزل نيز اتفاقهايي افتاد.
در گذشته، ما غزل را اسير يك فرم و قالب محدود و مشخص مي ديديم. هرگز غزل را از قالب خارج شده و به عنوان يك شكل و فرم نمي ديديم. فكر مي كنم مهمترين اتفاق نيز همين است كه غزل را به عنوان يك فرم ببينيم و نه يك قالب.
اين جاست كه ما شاهد كمتر شدن بعضي از محدوديتها مي شويم. البته، در هر صورت ما در غزل با يكسري محدوديتها مواجه ايم.
اما اين اتفاق با دو فصل مميز بر حوزه هاي فرم و محتوا، غزل امروز را از ديروز مجزا مي كند.

در سالهاي پس از انقلاب در فرم غزل- به گفته شما- شاهد محتواهاي مختلفي بوديم. اين در حالي بود كه بين همين اشعار تنها عده اي علاقه شان را براي آوانگارد نشان دادن خود به رخ مي كشيدند. اين مسأله را در تقابل با صحبتتان چگونه مي بينيد؟


راجع به سؤال شما مي توانم دو نكته را بگويم؛ نخست اينكه جريانهاي مدعي آوانگارديسم در دو دهه اخير اتفاقاً فصل مميز خود را محتوا نمي دانستند، بلكه بيشتر مباحث خود را بر فرم و زبان متمركز مي كردند. البته، عده اي از آنها با پيش كشيدن بحث معناگريزي از سويي ديگر به معنا نگاه مي كردند. دوم اين كه من با اين منظور اين بحث را پيش نكشيدم. تفاوت، در تغيير نگرش به مضامين است. ولي از آن مهمتر، تغيير نگرش ما به غزل به عنوان يك شكل بود نه به عنوان يك قالب محدود و بسته. اگر بخواهيم بسيار ساده بگوييم، غزل امروز شكل را از سنت مي گيرد، تكنيكها را از شعر سپيد و طرز تقطيع شدن خود را از شعر نيمايي.

به نكته خوبي اشاره كرديد. مثلاً همين "معناگريزي" پيش از اين كه هدف باشد، علت ثانويه اي است براي تغيير نگرش به جهان. فرم و محتوا و نوآوري در آنها در بسياري از غزلها به هم آميخته مي شوند. شما اين مسأله را چگونه مي بينيد؟


اين از نقاط قوت شعر امروز است. غزل امروز نه شكل محور است و نه محتوا محور. من فكر مي كنم در هر جا كه در غزل امروز به دقيقه اي برسيم كه نتوانيم فرم و محتوا را از هم جدا كنيم، با يك غزل محكم، خوب و منسجم روبرو شده ايم.

اما به عنوان آخرين بحث، شما به عنوان كسي كه مدتهاست از غزل فاصله گرفته ايد و به نظر مي رسد دغدغه شما نيز شعر سپيد است، علت ترس و وسواس نوقلمان در نزديك شدن به جريانهاي نوي غزل را چه مي بينيد؟


اجازه بدهيد بي پروا بگويم. من فكر مي كنم متأسفانه نسل جوان غزلسراي ما، نسل تنبل و تن پروري است. در عرصه شعر كه از دانستن واهمه دارد و حاضر نيست در اين عرصه طلبه باشد و چون اهل دانستن نيست، بيشتر به راحت الحلقوم ها روي خوش نشان
مي دهد. اين جاست كه مباحث سطحي و سانتيمانتال اين شاعران را بيشتر جذب مي كند. اصلاً نمي خواهم وارد بحث قديمي زني كنار قطار، زني كنار خيابان. دو نيمكت، دو صندلي، يك چاي و... بشوم، زيرا تمام دوستاني كه به طور جدي مشغول كار كردن هستند با اين مقوله ها و سطحي بودنشان آشنا هستند، اما متأسفانه جوانان، بيشتر خود را سرگرم اين مسايل مي كنند. علت اين مسأله هم آن است كه بسياري از اين دوستان، شعر، دغدغه اصلي شان نيست. مسأله ديگر، جشنواره ها و كنگره ها هستند.
شعرهاي كنگره اي و جشنواره اي دارد بد بلايي بر سر شعر معاصر و جوان ما مي آورد. داوران اين كنگره ها در كشور بسيار محدودند. يعني در جناح شعر متعهد، ما شاهد كمتر از ده نفر با حدود سه يا دو نگاه در داوري هستيم و در آن سو تعداد، باز هم محدودتر است و عده اي شخصاً به داوري به عنوان يك فعاليت مي نگرند و نگاه ايشان نيز كاملاً مشخص است. شاعران جوان ما نيز به علت مشكلات مالي، با شناخت دقيق ذهنيت داوران چنان شعر مي گويند كه ايشان بپسندند. اين هم يك واقعيت است كه داوران هرگز آثاري را حايز مقام نمي دانند كه از اشعار خودشان فرا روي كرده باشد. چون انتخاب آنها به معناي قبول كردن پايان خودشان است. اما درباره قسمت دوم سؤالتان بايد بگويم، اين گونه نيست كه دغدغه من از غزل منفك شده باشد. بله! دغدغه سرايش من شعر سپيد است، ولي جريانهاي غزل را پيگيري مي كنم و دوست دارم، چون چند سال از عمرم را در شعر كلاسيك و غزل سپري و تلاش كرده ام هميشه سهمي در مباحث تئوريك غزل داشته باشم.

نوشته شده توسط هاشم کرونی در 21:17 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384
دو گفتگو
سلام . دوگفتگوی اخیر من با ایسنا و مهر

***

گفتگو با ایسنا

هاشم كروني:
بيشتر غزل‌هاي پست‌مدرن ارزش بيش از يك بار خواندن ندارند
درد انسان امروز كجاي اين غزل‌ها نهفته است؟

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1384/06/13
09-04-2005
12:28:10
8406-05625: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

يك شاعر معتقد است: آن چه به عنوان شعر پست مدرن امروز در جريان است، يك حركت واحد و يكپارچه نيست.

هاشم كروني در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: البته یکپارچگی با ذات حركتهاي دوران پسامدرن تناقض دارد؛ در شعر پست مدرن امروز با جريانهاي مختلفي از شعر روبه‌رو هستيم، زيرا تلاش‌هاي مختلفي در اين زمينه از جانب شاعران صورت مي‌گيرد و هر شاعري مي‌خواهد نگاه خود را در شعر پياده كند.

وي با قابل احترام دانستن جريان شعر پست مدرن ادامه داد: ادبيات امروز بايد خوشحال باشد كه جوانان متعهدي به شعر دارد كه در شعرشان پويايي داشته و نمي‌خواهند پشت سر نفرات قبلي حركت كنند، هر چند اين جريان يكپارچه و واحد نيست.

كروني متذكر شد: يكي از خوشبختي‌هاي نسل ما اين بود كه با فضاي باز مطبوعاتي در برابر جريان شعر پست مدرن روبه‌رو شد كه اين امر به پيش‌برد آن كمك كرد. تا قبل از دهه 70، مطبوعات تنها شعر چاپ مي‌كردند، ولي از دهه 70 به بعد صفحات شعر حذف و صفحات تئوريك چاپ شدند كه به انواع تئوري‌هاي شعري مي‌پرداخت. اين امر باعث شد كه شاعران ما به آگاهي‌هاي بيشتري دست يابند. علاوه بر اين، ترجمه متون خارجي و متن‌هاي تئوريك و اشعار شاعران غربي و چاپ آنها باعث شد كه شاعران اين دوره نگاه تئوريكي داشته باشند و اولين منتقد به كار خود باشند. اين مسايل است كه مي‌تواند شعر امروز را غني و قابل توجه نشان دهد.

اين شاعر درباره غزل فرم توضيح داد: از اوايل دهه 70 كه با جريان غزل فرم مواجه شديم، اين جريان در بعضي نقاط جغرافيايي ايران دنبال شد كه از محمدسعيد ميرزايي و حلقه شاعران كرج شروع شد و بعدها در جنوب كشور و شهرهاي ديگر ادامه يافت. رويكردهاي جغرافيايي به اين جريان نشان دهنده اين است كه نياز به تحول در غزل احساس مي‌شود. اما اسم‌هاي گوناگوني روي آن گذاشته شد كه به نظرم غزل فرم اسمي مبهم است؛ اسم غزل پست مدرن هم بيشتر به يك لطيفه شبيه و متناقض است كه در اين باره غزل متفاوت را براي اولين بار پيشنهاد دادم.

وي با اعتقاد بر اينكه جريان غزل پست مدرن اينك وجود دارد و نمي‌توان آن را نفي كرد، گفت: اما آيا اين غزل ماندني است يا نه؛ با كمال تاسف براي دوستان غزلسرا بايد گفت كه بخش اعظمي از اين غزلها ارزش بيش از يك بار خواندن و حتا بعضي از آنها ارزش يك بار خواندن هم ندارد.

كروني افزود: در غزل‌هاي معروف به پست مدرن هميشه يك جاده، خانم، پارك و نيمكت است و گاهي يك استكان چاي يا مدرن‌تر، يك نسكافه در شعر دم مي‌كنند؛ اما آيا تمام هم و غم انسان امروز همين مسائل است؟ درد انسان امروز كجاي اين غزلها نهفته است؟ حتي مسايل ازلي و ابدي بشريت جايگاهي در شعر امروز ندارد.

او با اشاره به اين مطلب كه با فقر محتوا و مضمون در غزل پست مدرن روبرو هستيم، متذكر شد: همين موضوع باعث شد كساني كه از دور به اين شعر نگاه مي‌كنند، بحث كپي كردن از روي دست يكديگر را مطرح مي‌كنند و با قضيه ميان بارگي در غزل جوان مواجهيم. البته نافي اين موضوع نيستم كه عده‌اي از شاعران جوان مي‌خواهند كار تئوريك انجام دهند، ولي تعداد آنها بسيار اندك است و اگر غزل امروز با اين وضعيت پيش رود راه به جايي نخواهد برد.

كروني همچنين با اشاره به غزل‌هاي پست مدرن سعيد ميرزايي يادآوري كرد: با گذشت يك دهه از كار كردن ميرزايي در غزل فرم، هنوز خود او برترين غزلسراي اين جريان است و هيچ زايشي در اين حركت اتفاق نيفتاده است.

***

گفتگو با مهر

تهران:۰۸:۴۷ ,  ۱۳۸۴/۰۶/۰۹

در گفت و گو با مهر
هاشم کرونی : عده ای متعصبانه به دفاع از " غزل " ، به مثابه " ناموس ادبی " می پردازند !
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : هاشم کرونی - شاعر و منتقد جوان ادبیات ، گفت : غزل امروز را نمی توان تک ساحتی دانست و از یک زاویه مورد بررسی قرار داد. در روزگاری که بسیاری غزل را شعر زمان ما نمی دانند عده ای دیگر متعصبانه به دفاع از غزل به مثابه ناموس ادبی می پردازند ، با این همه نه بایستی از این سوی بام پرت شد و نه در آن طرف غش کرد. در حال حاضر تجربه های متفاوتی در غزل صورت می گیرد که جای بحث و تامل دارد . این سخن البته از منظر ضعف و قوت بیان نمی شود. بلکه به بررسی یک واقعیت می پردازد .

این شاعر که  مجموعه شعرهای " کلوزآپ از باب اول کتاب مقدس " ، مجموعه داستان های  " ضریح خاک و ترنم باران وپرنده " و گردآوری مجموعه شعر جوان فارس را در کارنامه فرهنگی خود دارد ، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر ، در توضیح " تجربه های متفاوت "  افزود :  در یک نگاه کلی هر متنی با متن دیگر متفاوت است اما توسط غزلسرایان جوان امروز متن هایی تولید می شود که از یک منظر ضعف هایی اساسی دارد. علی رغم اینکه مقولات ادبی تک بعدی نیستند اما غزل های جوان امروز اکثرا تک ساحتی هستند ، شما شعرهایی می خوانید که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ...  بگذریم از این که بسیاری از کارها را همان یک بار هم نمی توان به راحتی تحمل کرد و خواند . 


هاشم کرونی : غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد / شعرهایی می خوانیم که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ...  

هاشم کرونی -  دبیرکل اتحادیه انجمن های ادبی فارس ، تصریح کرد : بسیاری ازغزلها ، در همان لایه اول تمام می شوند چیزی پشت لایه اول و رویه کار وجود دارد. معمولا در متن های ممتاز ادبی می توان لایه های دوم و سومی پشت رویه شعر مشاهده کرد و سپس به کشف روابط شاعرانه آن سطوح پرداخت ،  لذت حاصل از این کشف ها که در مضمون و تصویر و زبان اتفاق می افتد ، لذتی خواندن است و متن ممتاز را از متن معمولی یا ضعیف جدا می کند ؛ حال درغزل جوان ما با متن های تک بعدی مواجهیم که البته همگی حول یک سری محور خاص می چرخد.

 

این شاعر و منتقد جوان ادبیات درتشریح محورهای مذکورخاطرنشان ساخت : این مساله در واقع همان فقر محتوایی غزل جوان است ،  در نقد های دیگر هم مکررا به این مساله اشاره شده که غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد ،  البته به تناسب گاهی به جای چای ، نسکافه درشعرها دم می شود ! یا اتوبوسی از جاده شعرمی گذرد و اکثرا هم سر و کله بانویی یا خانمی یا نهایتا دختری در یک جای غزل پیدا می شود. انصافا آیا این مساله همه مسایل انسان امروزاست . جای دردهای انسان امروز و واقعیت های جامعه  ما کجای این غزلهاست ؟ چرا این درد ها گم شده اند؟ اصلا دردهای ازلی و ابدی کج رها شده اند ،  آیا عشق در همین ابتذال و سطحی نگری و سانتی مانتالیسم خلاصه شده است ؟  درست است که این نمونه عشق ها هم در جامعه وجود دارد ، اما آیا یک شاعرباید پشت سر بقیه راه بیفتد ؟

 

شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست .

وی افزود :  شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست.  البته یک مساله مهم در غزل ، تک کانونی بودن متن است . غزل به سبب آنکه ازمانده جهان سنت است هنوز گرفتاری های جهان سنت را با خویش دارد . حتی در غزل هایی که عناوینی همچون مدرن و پسا مدرن را با خویش یدک می کشند، این شاخصه ها به وضوح دیده می شود . به صورت عمده ، دنیای غزل ،  دنیای تک محوری هاست استبداد در جهان غزل به وضوح بر چشم می خورد . کلمات و شخصیت ها از تشخص برخوردار نیستند و این مساله باعث می شود که بسیاری از مفاهیم جهان امروز و انسان این عصر نتواند وارد این دنیا شود و همیشه فاصله ای میان جهان واقعیت ها و جهان شعر و البته جهان شاعر وجود دارد .

 

هاشم کرونی در ادامه اظهار داشت : برخی عناوین مثل غزل مدرن یا پست مدرن در ذات خویش تناقض حل نشده ای دارند و از نظرگاه ژورنالیستی هم آن قدر که واکنش منفی ایجاد می کنند  مفید به فایده نیستند. غزل فرم نیز عنوانی مبهم است و نتوانسته یک هویت جامع را ارایه دهد. من از سال 79 غزلسرایی را کنار گذاشته ام اما سعی کرده ام همواره نگاه انتقادی ام را به جریان های نوتر غزل امروز حفظ کنم تا احترامی به گذشته خودم گذاشته باشم که از نیمه ی دهه هفتاد سعی داشتم به گونه ای دیگر غزل بنویسم. به هر حال دو سال پیش در صحبت هایم برای نخستین بار عنوان " غزل متفاوت " را ارائه کردم و وبلاگ اینترنتی به همین نام با هدف  نقد و بررسی غزل امروز راه انداختم و خوشحالم که این نام از سوی خیلی ها پذیرفته شده است.

 

این شاعر در پایان گفت و گو با مهر ، گفت : اکثرغزلسرایان ، به شاعران جریان های شعر زبانگرا و دهه هفتادی ها اعتراض می کردند که شعرتان قابل فهم نیست یا زبان را تخریب کرده اید ،  به هیچ عنوان پسندیده نیست که دیگران هم اعتراض کنند که شما ساده انگاری و سطحی نگری را در شعر حاکم کرده اید ...

نوشته شده توسط هاشم کرونی در 0:18 | | لینک به این مطلب