علی ، کجایی رفیق ؟!
من نمیتونم چیزی بنویسم گزارش فرزاد صدری عزیز رو بخونین:
خبرگزاري دانشجويان ايران -
پیکر علیرضا نسیمی روزنامه نگار و شاعر در حالی صبح امروز بر دوش دوستدارانش تشییع شد که آخرین گزارش او از گورکنی بود که امروز گور او را می کند!
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، صبح امروز در حالی پیکر همکار روزنامه نگارمان از مقابل تالار حافظ شیراز تشییع می شد که تعداد دوستان شاعر آن مرحوم بسیار بیشتر از تعداد دوستان روزنامه نگارش بود!
بنا بر گزارش خبرنگار ایسنا هاشم کرونی شاعر و مجری مراسم پس از اینکه چند قطعه از شعرهای نسیمی را از کتاب وی قرائت می کرد، دکتر کاووس حسن لی رئیس بخش ادبیات دانشکده علوم انسانی دانشگاه شیراز را دعوت به سخنرانی کرد:
دکتر حسن لی ابتدا و با قرائت قطعه شعری گفت:
آنچه تغیر نپذیرد تویی
آن که نمرده است و نمیرد تویی
هر که نه گویای تو خاموش به
هرچه فریاد تو فراموش به
حسن لی ادامه داد:چه قدر تلخ، چه قدر سنگین و چه قدر اندوه بار است برای کسی چون من که همواره شیفته ی شادمانگی است و همیشه به لبخند آیین ای تشنه است، می خواهد ناگزیر در چنین آیین جان کاه و چنین سوگواره ی ماتم ناکی سخن بگوید. در کوچ ناگهانی و زودهنگام شاعری سخن سنج و متفاوت. شاعری که چشم بسیاری از اهل ادب به آینده ای پر برگ و بار برای او دوخته شده بود. اما اینکه به ناگزیری، سوگمند در این جا ایستاده ایم تا آخرین دیدارمان را با درد و دریغ و اشک و حسرت برگزار نماییم و تن دردمند او را به خاک سرد بسپاریم.
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
به اعتقاد دکتر حسن لی،هنرمندان ما همواره در طول تاریخ در غربتی دریغ افزا و دردآور به سر برده اند و از لابه لای سروده های آنان همواره بوی آه و ناله و شکایت برخاسته است. تا آن جا که درسخنی ناامیدانه و تکان دهنده شنیده ایم:
روزی که برف سرخ ببارد از آسمان
بخت سیاه اهل هنر سبز می شود
و این غربت غم افزا وتنهایی عظیم، بر شاعران معاصر تلخ تر و جان کاه تر تاخته است. تحولات دنیای معاصر، با آن که به گونه ای شگفت انگیز امکان ارتباطات گوناگون را فراهم آورده است اما آدمی در یک پارادوکس تلخ دچار تنهایی دلهره آوری شده است و این تنهایی، برای اهالی هنر که روحیه ای حساس و ناشکیبا دارند، دل آزارتر و شکننده تر جلوه می کند تنهایی ام را
وی گفت:امروز شاهد نسلی هستیم که با نسل گذشته بسیار تفاوت کرده است و ما شوربختانه هر روز به دنبال بهانه ای می گردیم تا از یکدیگر فاصله بگیریم و همدیگر را در تنهایی بی کرانمان بیشتر غرق کنیم.
دکتر حسن لی ادامه داد: ای کاش این رخدادهای دل خراش ما را به تمامی تکان می داد و ما را به خود می آورد تا همدیگر را بیشتر دوست بداریم و دست های یکدیگر را بیشتر بفشاریم و بار تنهایی یکدیگر را فرو بکاهیم.
چو برگورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده اکنون همانم
به باور این استاد دانشگاه برخی از شاعران ما هیچ معاصر نیستند، برخی اندکی معاصرند، برخی کاملاً معاصرند و برخی زیادی معاصرند.
علیرضا نسیمی از شاعرانی بود که همواره در پی آن بود تا مرزهای محدود قراردادی شعر را بشکند و خود را از محدودیت های ذهنی و کلیشه ای خارج کند.
افسوس و هزار افسوس که بسیاری از پله هایی را که پیش رو داشت نارفته رها کرد و تنهایی اش را به ما سپرد.
به گزارش ایسنا پس از دکتر حسن لی و دکتر بهرامیان مدرس دانشگاه آزاد و شاعر نیز در سخنانی با اظهار تأسف از درگذشت علیرضا نسیمی گفت:
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
وی افزود: خیلی سخت است که دوستان شاعر در سوگ علیرضا نسیمی جمع شده باشیم.
او با تأکید چند باره بر تنهایی علیرضا نسیمی گفت: خیلی از ما در تنهایی او مقصریم، خیلی از شب هایی که در حلقه بارون جمع بودیم، علیرضا آنجا هم تنها بود، متواضع، خوب و فروتن.
بهرامیان ادامه داد: سخت است جایی که همه دوستان شاعر جمع باشند علیرضا نباشد و جمله معروفی است که می گوید اگر کسی را می خواهیم بشناسیم دوست او را بشناسیم و کسانی که امروز جمع شدند شاعران و اندیشمندانی هستند که نشان می دهد او بزرگ بود.
بهرامیان در پایان گفت: به همه و به خودم تسلیت می گویم! که یکی از بهترین دوستانم را از دست دادم.
به گزارش ایسنا محمدرضا لطف اللهی مدیر فرهنگی شهرداری شیراز نیز در این مراسم گفت: نسیمی همیشه برای من علی آقا بود و جز صراحت لهجه و صمیمیت هیچ چیز از او سراغ ندارم.
وی با اشاره به فعالیت او در عرصه روزنامه نگاری گفت: او در گزارش نویسی و در عرصه گزارشی مرد میدان بود.
لطف اللهی گفت: 2 روز قبل از درگذشت و پرواز نسیمی قرار بود با توجه به نزدیک شدن ماه محروم بر روی ادبیات آئینی کار کنیم که هنوز دست نوشته های او را در این خصوص دارم اما اجل مهلت نداد.
به گزارش ایسنا حمیدرضا روزیطلب شاعر و از دوستان نزدیک نسیمی نیز گفت: خیلی شفاف توضیح خواهم داد که علت فوت علیرضا نسیمی چه بوده است، او که شب را با کارتن خواب ها صبح می کرد، تا گوشه ای از واقعیت آنها را بنویسد، از فضای سردی که برایش به وجود آورده بودیم دلگیر بود، رفته بود تا به آغوش طبیعت پناه ببرد، به قلات می رود تا به خانه دوست شاعرش وحید داور برود، آنجا در یک سرازیری در برف و بوران لیز می خورد و در زیر برف یخ می بندد.
روزیطلب یادآور شد: آخرین گزارش او از گورکنی بود که امروز گور او را می کند! او می خواست به ما یادآوری کند که بشر دوباره به آغوش طبیعت بر می گردد.
به گزارش ایسنا علیرضا نسیمی در حالی بر دوش دوستان شاعرش تشییع می شد که کارتن خواب ها و آلونک نشین های شیراز همچنان انتظار او را می کشند...





