از قونيه تا شيراز
نوشتن از مولاناي بزرگ هميشه سخت بود. در جوار آرامگاه ملكوتي اش ، خصوصاً حالا كه امروز را نشسته ام و به مدد اينترنت سرمقاله مي نويسم، كاروان بزرگ شاعران ايران شبانگاه دوشنبه وارد قونيه شد.
اينجا شهري مذهبي است و راهنماي گروه توضيح داد كه مي توان آن را با شهرهاي مذهبي خودمان تطبيق داد . دم مسيحائي مولانا در شهر جريان دارد. در بدو ورودمان ماموران شيك پوش فرودگاه خوشامد گويي مي گويند دوستي كه سفر دومش است توضيح مي دهند كه اينجا سرزمين توريستي است و به توريست ها احترام زياد مي گذارند در اندك زماني پاسپورت ها مهر مي خورد و وارد شهر مي شويم. فرودگاه تا شهر فاصله دارد و هتل ما مقابل آرامگاه مولانا است. صفاي عجيبي دارد، پنجره اتاقي كه به من و سيد محمد امين جعفري داده اند رو به مسجد و آرامگاه مولانا باز مي شود . شهر اما غبار آلود است، اينجا گاز كشي نيست غبار حاصل از سوخت زغال سنگ است ،سوخت در تركيه خيلي گران است. شام را مي خوريم ،غذاها به مزاق ما نمي سازد اما ميوه ها فوق العاده است. صبح سه شنبه ساعت 6 به وقت محلي اذان مي گويند ،ساعت به وقت ايران 30/7 است پس از نماز يكي دو ساعت وقت مطالعه دارم ساعت 8 آفتاب تازه طلوع مي كند . گشتي مي زنيم همراه با دكتر كاووس حسنلي گورستان روبه روي آرامگاه را مي بينيم كه روي برخي از قبرها با خط فارسي به زبان تركي يا از قرآن نوشته هايي وجود دارد. ساعت 10 با اعضاي كاروان وارد مزار حضرت مولانا مي شويم راش عجيبي در جانمان افتاده، فضا ملكوتي است ،وارد فضاي مقبره مي شويم ، نگهبانان مجموعه مانع از مثنوي خواني حاج احد ده بزرگي با آواز مي شوند، اينجا بايد سكوت كرد ، دكتر كافي مبهوت است . همه محول جمال ونفس قدسي مولانائيم ،در جوار مزار، قرآن هاي نفيس خطي ، تار موي منصوب به حضرت رسول ، لباس هاي مولانا، ادوات موسيقي سما ،ديوان كبير و مثنوي مولوي ،ديوان حافظ نفيس و خطي موجود است . گوشه اي روي زمين مي نشينيم ،رييس مجموعه دكتري است كه فارسي هم بلد است همه را به صرف چاي در دفترش دعوت مي كند.
آنجا هم كلام مي شويم و دايماً حاج احد و پرويز بيگي و دكتر جرفا دم مي گيرند و همه همنوايي مي كند از ني نام تا ايلات رها كن و باز هم احد است كه ذكر يا علي مي خواند و جمع پاسخ مي دهد و در آخر دعا مي كند . ارزش هر دلار برابر يك و چهل و سه صدم لير است .همه چيز اينجا از دو صنعت اصلي پوشاك و توريست است سالي يكي دو ميليون دلار فقط بليط فروشي مجموعه آرامگاه است اينجا هر چيز بخواهي بايد پول بدهي به شوخي مي گوييم. فقط هوا رايگان است آن هم روزها، چون شب ها غبار آلود است . از همه چيز در آمدزايي مي كنند .
بيرون آرامگاه پيرمردي با دخترش مي ايستد مقابل آرامگاه دعا مي خواند. خيلي ها اينجا دوچرخه سوارند تعداد نفوس شهر از مساحتش كمتر است هتل اينجا زياد است قرار است با شاعران ترك ديدار كنيم و هر طرح كانون ادبيات جهان اسلام را پيگيري كنيم البته همه كارها ابتكار دكتر قزوه، مسوول شوراي شعر و موسيقي وزارت ارشاد و شاعر خوب كشورمان است.
خانمي نيز از مسوولين تور همراه ماست مي گويد چند روز پيش سالگرد وفات مولانا بود و مراسم كامل سماع تابلوها هم در شهر همين را نشان مي دهند. بعد ازقونيه بايد به استانبول و برويم قرار است اينجا سماع را هم ببينيم تا خدا چه بخواهد .
ادامه دارد... .
