تبليغاتX
بارووووون

بارووووون

یادداشت های هاشم کرونی

منافات

سلام . دلم لک زده برای دو ساعت وقت آزاد تا بنشینم پای سیستم و وبلاگ بخوانم و بنویسم و ... و .... و ...

*

در این هفته یاد و خاطره ی مردان مردی که جانشان بهای آرامش امروز ماست را گرامی می دارم. روحشان شاد.

*

یک کار قدیمی من را بخوانید

 

من با خودم منافات دارم

پشت همین اسکناس سبز رنگ

پروانه های شعرم پیله می ترکانند

و در حوض کوچک صفرهاش

هزار ماهی تنها

متولد می شوند

من با خودش منافات دارد

من

در دست های زنی بافته می شود

که چاک پیرهنش

پسین عرق کرده ی تابستان است

جا که پروانه ها می آغازند

وبچه ماهی متولد می شوند

من با خودش منافات دارم

من کودکی های پیرمردی است

که سپیدی موهاش

صبح سرماخورده ی زمستان نیست

و هزار پیرزن تنها

در برگ های دفتر شعرش خودسوزی می کنند

کهنه سرباز خسته ای

که روی خطهای مقدم اشغال می زند

و هیچوقت در دسترس نیست

بافتگی موی دخترکان

که زیر گلوله هاش پیله می بندند

من با خودم منافات دارد

پشت همین اسکناس سبز رنگ

خود را از حلقه ی سفید صفرها خواهم آویخت

و شر خواهم کرد

چون بافتگی موی دخترکان

تا چاک پیرهن هاشان

مثل حروف رنگ و رو رفته ی دوستت دارم

که آویزان است از آب دهان پیرمردان

و اشغال می شوم

زیر چکمه های سربازان خطهای مقدم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 10:37  توسط هاشم کرونی  |