تبليغاتX
بارووووون

بارووووون

یادداشت های هاشم کرونی

دو گفتگو

سلام . دوگفتگوی اخیر من با ایسنا و مهر

***

گفتگو با ایسنا

هاشم كروني:
بيشتر غزل‌هاي پست‌مدرن ارزش بيش از يك بار خواندن ندارند
درد انسان امروز كجاي اين غزل‌ها نهفته است؟

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1384/06/13
09-04-2005
12:28:10
8406-05625: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

يك شاعر معتقد است: آن چه به عنوان شعر پست مدرن امروز در جريان است، يك حركت واحد و يكپارچه نيست.

هاشم كروني در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: البته یکپارچگی با ذات حركتهاي دوران پسامدرن تناقض دارد؛ در شعر پست مدرن امروز با جريانهاي مختلفي از شعر روبه‌رو هستيم، زيرا تلاش‌هاي مختلفي در اين زمينه از جانب شاعران صورت مي‌گيرد و هر شاعري مي‌خواهد نگاه خود را در شعر پياده كند.

وي با قابل احترام دانستن جريان شعر پست مدرن ادامه داد: ادبيات امروز بايد خوشحال باشد كه جوانان متعهدي به شعر دارد كه در شعرشان پويايي داشته و نمي‌خواهند پشت سر نفرات قبلي حركت كنند، هر چند اين جريان يكپارچه و واحد نيست.

كروني متذكر شد: يكي از خوشبختي‌هاي نسل ما اين بود كه با فضاي باز مطبوعاتي در برابر جريان شعر پست مدرن روبه‌رو شد كه اين امر به پيش‌برد آن كمك كرد. تا قبل از دهه 70، مطبوعات تنها شعر چاپ مي‌كردند، ولي از دهه 70 به بعد صفحات شعر حذف و صفحات تئوريك چاپ شدند كه به انواع تئوري‌هاي شعري مي‌پرداخت. اين امر باعث شد كه شاعران ما به آگاهي‌هاي بيشتري دست يابند. علاوه بر اين، ترجمه متون خارجي و متن‌هاي تئوريك و اشعار شاعران غربي و چاپ آنها باعث شد كه شاعران اين دوره نگاه تئوريكي داشته باشند و اولين منتقد به كار خود باشند. اين مسايل است كه مي‌تواند شعر امروز را غني و قابل توجه نشان دهد.

اين شاعر درباره غزل فرم توضيح داد: از اوايل دهه 70 كه با جريان غزل فرم مواجه شديم، اين جريان در بعضي نقاط جغرافيايي ايران دنبال شد كه از محمدسعيد ميرزايي و حلقه شاعران كرج شروع شد و بعدها در جنوب كشور و شهرهاي ديگر ادامه يافت. رويكردهاي جغرافيايي به اين جريان نشان دهنده اين است كه نياز به تحول در غزل احساس مي‌شود. اما اسم‌هاي گوناگوني روي آن گذاشته شد كه به نظرم غزل فرم اسمي مبهم است؛ اسم غزل پست مدرن هم بيشتر به يك لطيفه شبيه و متناقض است كه در اين باره غزل متفاوت را براي اولين بار پيشنهاد دادم.

وي با اعتقاد بر اينكه جريان غزل پست مدرن اينك وجود دارد و نمي‌توان آن را نفي كرد، گفت: اما آيا اين غزل ماندني است يا نه؛ با كمال تاسف براي دوستان غزلسرا بايد گفت كه بخش اعظمي از اين غزلها ارزش بيش از يك بار خواندن و حتا بعضي از آنها ارزش يك بار خواندن هم ندارد.

كروني افزود: در غزل‌هاي معروف به پست مدرن هميشه يك جاده، خانم، پارك و نيمكت است و گاهي يك استكان چاي يا مدرن‌تر، يك نسكافه در شعر دم مي‌كنند؛ اما آيا تمام هم و غم انسان امروز همين مسائل است؟ درد انسان امروز كجاي اين غزلها نهفته است؟ حتي مسايل ازلي و ابدي بشريت جايگاهي در شعر امروز ندارد.

او با اشاره به اين مطلب كه با فقر محتوا و مضمون در غزل پست مدرن روبرو هستيم، متذكر شد: همين موضوع باعث شد كساني كه از دور به اين شعر نگاه مي‌كنند، بحث كپي كردن از روي دست يكديگر را مطرح مي‌كنند و با قضيه ميان بارگي در غزل جوان مواجهيم. البته نافي اين موضوع نيستم كه عده‌اي از شاعران جوان مي‌خواهند كار تئوريك انجام دهند، ولي تعداد آنها بسيار اندك است و اگر غزل امروز با اين وضعيت پيش رود راه به جايي نخواهد برد.

كروني همچنين با اشاره به غزل‌هاي پست مدرن سعيد ميرزايي يادآوري كرد: با گذشت يك دهه از كار كردن ميرزايي در غزل فرم، هنوز خود او برترين غزلسراي اين جريان است و هيچ زايشي در اين حركت اتفاق نيفتاده است.

***

گفتگو با مهر

تهران:۰۸:۴۷ ,  ۱۳۸۴/۰۶/۰۹

در گفت و گو با مهر
هاشم کرونی : عده ای متعصبانه به دفاع از " غزل " ، به مثابه " ناموس ادبی " می پردازند !
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : هاشم کرونی - شاعر و منتقد جوان ادبیات ، گفت : غزل امروز را نمی توان تک ساحتی دانست و از یک زاویه مورد بررسی قرار داد. در روزگاری که بسیاری غزل را شعر زمان ما نمی دانند عده ای دیگر متعصبانه به دفاع از غزل به مثابه ناموس ادبی می پردازند ، با این همه نه بایستی از این سوی بام پرت شد و نه در آن طرف غش کرد. در حال حاضر تجربه های متفاوتی در غزل صورت می گیرد که جای بحث و تامل دارد . این سخن البته از منظر ضعف و قوت بیان نمی شود. بلکه به بررسی یک واقعیت می پردازد .

این شاعر که  مجموعه شعرهای " کلوزآپ از باب اول کتاب مقدس " ، مجموعه داستان های  " ضریح خاک و ترنم باران وپرنده " و گردآوری مجموعه شعر جوان فارس را در کارنامه فرهنگی خود دارد ، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر ، در توضیح " تجربه های متفاوت "  افزود :  در یک نگاه کلی هر متنی با متن دیگر متفاوت است اما توسط غزلسرایان جوان امروز متن هایی تولید می شود که از یک منظر ضعف هایی اساسی دارد. علی رغم اینکه مقولات ادبی تک بعدی نیستند اما غزل های جوان امروز اکثرا تک ساحتی هستند ، شما شعرهایی می خوانید که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ...  بگذریم از این که بسیاری از کارها را همان یک بار هم نمی توان به راحتی تحمل کرد و خواند . 


هاشم کرونی : غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد / شعرهایی می خوانیم که قابلیت بیش از یک بار خواندن ندارند ...  

هاشم کرونی -  دبیرکل اتحادیه انجمن های ادبی فارس ، تصریح کرد : بسیاری ازغزلها ، در همان لایه اول تمام می شوند چیزی پشت لایه اول و رویه کار وجود دارد. معمولا در متن های ممتاز ادبی می توان لایه های دوم و سومی پشت رویه شعر مشاهده کرد و سپس به کشف روابط شاعرانه آن سطوح پرداخت ،  لذت حاصل از این کشف ها که در مضمون و تصویر و زبان اتفاق می افتد ، لذتی خواندن است و متن ممتاز را از متن معمولی یا ضعیف جدا می کند ؛ حال درغزل جوان ما با متن های تک بعدی مواجهیم که البته همگی حول یک سری محور خاص می چرخد.

 

این شاعر و منتقد جوان ادبیات درتشریح محورهای مذکورخاطرنشان ساخت : این مساله در واقع همان فقر محتوایی غزل جوان است ،  در نقد های دیگر هم مکررا به این مساله اشاره شده که غزل جوان ، حول نیمکت و پارک و استکان چای و قطار می گذرد ،  البته به تناسب گاهی به جای چای ، نسکافه درشعرها دم می شود ! یا اتوبوسی از جاده شعرمی گذرد و اکثرا هم سر و کله بانویی یا خانمی یا نهایتا دختری در یک جای غزل پیدا می شود. انصافا آیا این مساله همه مسایل انسان امروزاست . جای دردهای انسان امروز و واقعیت های جامعه  ما کجای این غزلهاست ؟ چرا این درد ها گم شده اند؟ اصلا دردهای ازلی و ابدی کج رها شده اند ،  آیا عشق در همین ابتذال و سطحی نگری و سانتی مانتالیسم خلاصه شده است ؟  درست است که این نمونه عشق ها هم در جامعه وجود دارد ، اما آیا یک شاعرباید پشت سر بقیه راه بیفتد ؟

 

شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست .

وی افزود :  شاعران باید از توهم پیامبر گونگی دست بردارند اما انفعال از شاعر به عنوان " چشم " و " نگاه " آن هم یک چشم و نگاه تیز بین پذیرفته نیست.  البته یک مساله مهم در غزل ، تک کانونی بودن متن است . غزل به سبب آنکه ازمانده جهان سنت است هنوز گرفتاری های جهان سنت را با خویش دارد . حتی در غزل هایی که عناوینی همچون مدرن و پسا مدرن را با خویش یدک می کشند، این شاخصه ها به وضوح دیده می شود . به صورت عمده ، دنیای غزل ،  دنیای تک محوری هاست استبداد در جهان غزل به وضوح بر چشم می خورد . کلمات و شخصیت ها از تشخص برخوردار نیستند و این مساله باعث می شود که بسیاری از مفاهیم جهان امروز و انسان این عصر نتواند وارد این دنیا شود و همیشه فاصله ای میان جهان واقعیت ها و جهان شعر و البته جهان شاعر وجود دارد .

 

هاشم کرونی در ادامه اظهار داشت : برخی عناوین مثل غزل مدرن یا پست مدرن در ذات خویش تناقض حل نشده ای دارند و از نظرگاه ژورنالیستی هم آن قدر که واکنش منفی ایجاد می کنند  مفید به فایده نیستند. غزل فرم نیز عنوانی مبهم است و نتوانسته یک هویت جامع را ارایه دهد. من از سال 79 غزلسرایی را کنار گذاشته ام اما سعی کرده ام همواره نگاه انتقادی ام را به جریان های نوتر غزل امروز حفظ کنم تا احترامی به گذشته خودم گذاشته باشم که از نیمه ی دهه هفتاد سعی داشتم به گونه ای دیگر غزل بنویسم. به هر حال دو سال پیش در صحبت هایم برای نخستین بار عنوان " غزل متفاوت " را ارائه کردم و وبلاگ اینترنتی به همین نام با هدف  نقد و بررسی غزل امروز راه انداختم و خوشحالم که این نام از سوی خیلی ها پذیرفته شده است.

 

این شاعر در پایان گفت و گو با مهر ، گفت : اکثرغزلسرایان ، به شاعران جریان های شعر زبانگرا و دهه هفتادی ها اعتراض می کردند که شعرتان قابل فهم نیست یا زبان را تخریب کرده اید ،  به هیچ عنوان پسندیده نیست که دیگران هم اعتراض کنند که شما ساده انگاری و سطحی نگری را در شعر حاکم کرده اید ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 0:18  توسط هاشم کرونی  | 

زمستان

 

کودکی ات لای روزنامه ها گم نشود هانیه

لای روزنامه ها همیشه انفجار کلمه هاست

جنازه های باد کرده

لخته لخته رد خون تا میدان آزادی ...

کودکی ات لای روزنامه ها گم نشود

به گزارش خونمردگی       زیر چشم های دختری سه ساله

 زمستان نه بارش یکریز باران است

نه سپیدی موی پیر زنان

زمستان زنی است با دامنی سفید

در خانه های سالخورده ی خیابان قصر الدشت (1)

که دست هاش خاطره ی مجادله ی سرد آب و رخت چرک است

زنی که هیچوقت روزنامه ها

هیچ پاییزی شاعرها

قشنگی چشمهاش را شعر چاپ نکردند

کودکی ات لای روزنامه ها گم نشود هانیه

رخت شوهای خیابان قصرالدشت

انفجار را دوست ندارند

جنازه را

رد خون را

تنها با خونمردگی زیر چشم هایشان بزرگ می شوند

با زمستان

...

 

 

 

(1) قصرالدشت خیابانی است در شمال غرب شیراز و محل زندگی ثروتمندان و ثروت مداران شهر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 18:39  توسط هاشم کرونی  |